مهتاب

_مهتاب

" زیر نور این آباژور
در ازدحام این قرص خواب های لعنتی
جایی در وسعت سرد این تختخواب
شب بخیر هایت گم شده است "
برایم نوشت:
" بخواب
عادت به هیچ چیز صلاح نیست "
و این منطقی ترین لالاییِ
نیمه شب های من شد...
دیدگاه ها (۲)

‌ بر آن زشت بخندید که او ناز نمایدبر آن یار بگریید که از یار...

گفته بودی درد دل کنگاه با هم صحبتی...!کو رفیق راز داری...؟کو...

بهار.......صدای پای رفتن اسفند را می شنوم صدای آمدنت را نه !...

نگران من نباشمن بعداز تو دکمه های آغوشـــــم راآنچنان سفت بس...

باز هم نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ از شبی که فهمیدم صدای فکرها...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۵۱ (。☬⁠。⁠)⁩تر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط