بهار

بهار.......
صدای پای رفتن اسفند را می شنوم
صدای آمدنت را نه !
حتی
ماهی های قرمز
به هوای تو
دریا را رها کرده اند ... !
راستی کدام بهار
زیبایی چشمان تو را دارد
یا عطر آغوشت را...؟

شنیده ای با یک گل
بهار نمی شود ؟
باور کن
می شود
اگر تو بیایی

عشقــــــــ❤ ️ــــــم
دیدگاه ها (۵)

_مهتاب" زیر نور این آباژوردر ازدحام این قرص خواب های لعنتیجا...

‌ بر آن زشت بخندید که او ناز نمایدبر آن یار بگریید که از یار...

نگران من نباشمن بعداز تو دکمه های آغوشـــــم راآنچنان سفت بس...

آب و هواے دلم. آنقدر بارانیستڪہ رخت هاے دلتنڪَی ام رامجالی ب...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

الماس من پارت ۱۴باد، بی وقفه میان شاخههای خیس درختان زوزه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط