{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part: 10

Part: 10
The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهنده من)

گفت:
چرا؟
گفتم:
من واقعا وقت برای اداره این گردان رو ندارم، همون خودش هست و نگهش دارید!
میدونم درجه شما بالاتره و حق تصمیم دارید، ولی بزارید خودش ریئس باشه.......
من آدمش میکنم، قول میدم......!
بابت تندی لحنم ببخشید!
گفت:
باشه، ولی خودمم باهاش حرف میزنم!
گفتم:
اوکی!
گفت:
من واقعا موندم این پسر سره چی قمار میکنه اگه باخت چیکار باید بکنه؟!
گفتم:
کاش میدونستم سره چی قمار میکنه!
به ساعت روی دیوار نگاهی انداختم از شدت سرعت زمان تعجب کردم، ۵ دقیقه دیگه مونده تا دیدار!
پنج دقیقه گذشت ولی خبری نشد......
ثانیه و دقیقه همینطوری گذشت و خبری نشد!
گفتم:
پس چرا نمیاد؟!
گفت:
زنگ زدم بهش، ولی جواب نمیده و میگه که گوشیش خاموشه!
گفتم:
بازیمون داده!
۲ ساعت و نیم گذشته.......
من دیگه میرم، واقعا کلافه شدم!
برم خونه ببینم هیونجین تو چه وضعیتیه؟!
گفت:
نه، نرو شاید بیاد!
گفتم:
بیاد؟!
بعد ۲ ساعت و نیم میخوام نیاد، من کارو زندگی دارم......
خداحافظ......!
دیدگاه ها (۵)

Part: 11The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

Part: 12The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

Part: 9The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهن...

Part: 8The name of the story: My My savior(مافیا نجات دهنده ...

پارت ۱ ویو ا.ت خیلی وقت بود که منو جیمین با هم بیرون نرفته ب...

"خانوم دکتر زیادی نگرانه"p2خواستم از روی تخت بلند شم که با و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط