{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part: 11

Part: 11
The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهنده من)

ویو خونه:
وارد میشم و تنها کاری که میکنم، سریع کیفمو ميندازم رو مبل و میرم سمته اتاق......
درو باز میکنم و آروم میگم:
هیونجین...هیون، بیداری!
صدایی از طرفش نشنیدم.......
کامل وارد اتاق شدم و از دوباره صدا زدم:
هیونجین...عزیزم، بیداری؟!
حالت خوبه؟!
چراغ رو روشن کردم و دیدم که هیونجین نیستش.......
تخت مرتب شده بود!
کل خونه رو گشتم و با اعصابی خورد اومدم پایین و رفتم سمته مبلی که کیف اونجا بود.......
گوشیم رو برداشتم و زنگ زدم بهش......‌.
جواب داد:
سلام!
گفتم:
کجایی؟!
گفت:
امممم، هیچ جا الان میام خونه!
گفتم:
اگه منظورت هیچ جا ست پس باید خونه باشی، نه؟!
گفت:
بهت، زنگ میزنم بیا درو باز کن!
گفتم:
موضوع رو عوض نکن.......
بعدش من با حیاط به این بزرگی کلی طول میکشه تا برسم به در و بازش کنم.......
صدای بوق گوشی اومد، یعنی هیچکدوم از حرف هام رو گوش نداده و سریع قطعش کرده........
زنگ آیفون به گوش رسید و وقتی دکمه رو فشار دادم که در باز بشه......
همون لحظه هیونجین به من زنگ زد و گفت:
بیا پایین!
گفتم:
چرا؟!
باز هم تلفن رو قطع کرد!
با عصبانیت رفتم بیرون و حدوده ۱۰ دقیقه بعد رسیدم به دره اصلی.......
در رو هم بود و سریع بازش کردم که ببینم هیونجین کجاست.......
که به جای هیونجین کسه دیگه ای رو دیدم.......
اول نگاهی به خیابون انداختم و حتی پشه هم پر نمیزد!
رومو کردم سمته اون مردی که نمی‌شناختم و گفتم:
شما؟!
گفت:
وایلدر هستم!
آیا شما بانو شارلوت هستین؟!
گفتم:
بله!
گفت:
من از طرف مستر گرایسون اومدم!
گفتم:
ایشون کی باشن؟!
گفت:
شما به ایشون تعلق دارید........
اون شمارو خریده به عنوان زنشون!
دیدگاه ها (۰)

Part: 10The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

Part: 9The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهن...

Part: 5The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات دهن...

part: 2The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط