یو
یو
دو بار نوشتمش این بار سوم 🥲
ریندو : خوناشامی ؟
ا/ت : های
ریندو : خب .......باشه پس من میرم با مایکی حرف بزنم
ا/ت : من که نمیدونم کیه ولی باشه
ریندو رفت اتاق مایکی در زد
مایکی: بیا تو
ریندو : اهم ...خب خوناشام دیگه اره
مایکی : ..........پس بکشینش
ریندو : ها؟ ن.....ام به نظر من زورش از بقیه دختر ها بیشتر بود
مایکی : ریندو درست حرفت رو بزن
ریندو : منظورم این بود که بعدا به دردمون میخوره شاید
مایکی :..........باشه .....تو مسئولش میشی
ریندو : های
ریندو دوبارهورفت پیش ا/ت
ا/ت : خب چی شد ؟
ریندو : الان تو زیر دست منی
ا/ت : جانمممممممم؟؟؟؟
ریندو : دوست داری بمیری ( خدا نکنه ) یا زیر دست من باشی ؟
ا/ت : خب مرگ رو که قطعا قبول نمیکنم پس........باشه
ریندو طناب های ا/ت رو باز کرد وقتی ا/ت باز شد دوباره میخواست ریندو رو گاز بگیره که ریندو جلوش رو گرفت
ریندو : ا/ت گاز نداریم
ا/ت : اهههه باشه بابا
و یه اتاق به ا/ت داد تو خونه خودش
چند وقت گذشت و ریندو به ا/ت تیر اندازی و چند تا فن برای نفله کردن باند های حریف یاد داد
ریندو رو مبل داره فیلم میبینه و ا/ت میره پیشش میشینه
ریندو : باز چی میخوای ؟
ا/ت : ها ؟ من؟ من چیزی نمیخوام
ریندو : دروغ نگو دیگه از اون نگاهت فهمیدم
ا/ت : اه باشه .......میخوام........
ا/ت دست هاش رو رو شونه های ریندو گذاشت و ریندو رو هل داد به سمت مبل
جوری که تقریبا ریندو رو مبل دراز کشیده(😅)
ا/ت : میخوام گازت بگیرم
ریندو : ا/ت قبلا در موردش حرف زده بودیم
و ا/ت یهو ریندو رو گاز گرفته
بعد از یک دقیقه یا کمتر دندون هاش رو در آورد
ا/ت : واییییییییییی خیلی خوشمزه بودددددددد
ریندو : بلاخره کار خودت رو کردی
ا/ت : بیخیال ریندو خودت میدونستی یه روزی گازت میگیرم
این ماجرا ها تموم شد و ریندو داشت با سانزو و ران میرفت بار و حالا ا/ت هم یه جوری فهمید دیگه
ا/ت : اَههههه چرا نمیاد اصلا چیکار
ا/ت رفت دنبال ریندو از شیشه بار تو رو نگاه کرد و دید ریندو با دختر ها گرم گرفته بود و بعد رفت خونه
بعد از یک یا نیم ساعت یا یک ساعت ریندو اومد
ریندو : من اومدممممممم
ا/ت : .........
ریندو : ا/ت ؟
ا/ت : ..........
ریندو : چی شده؟ چون دیر اومدم قهری ؟
ا/ت : .......نه .......اون نگاه های عاشقانه چی بود گه باهاش به دختر های تو بار نگاه میکردی .....ایش
ریندو : اوم حسودیت شد ؟
ا/ت : .......من چیم از اونا کمتره ؟ نکنه از من بدت میاد
ریندو : نه تنها چیزی کم نداری بیشتر هم داری ( زیبایی ) و اگر ازت بدم میومد ..........
ریندو کرواتش رو شل کرد ( استغفرالله)
و کمی یقه اش رو باز کرد و جای گاز ا/ت معلوم شد ( یه نیشخند دختر کش)
ریندو : اگر بدم میومد الان گردنم اینطوری نبود ..........یا اگر یه دوست داشتن ساده بود
ا/ت : ه..هااااا؟؟؟؟؟ د...د.دو..دوست داشتن سا...سادهههههههه؟؟؟؟؟؟؟پس چیه دیگههههه
ریندو : صادقانه بخوام بگم از وقتی دیدمت عاشقت شدم ( چرا نمیتونم رمانتیک بنویسم ؟)
ا/ت صورتش رو با دست هاش پوشوند
یومی : م..م..منم.....دو..دوستت...دارم
و تا ابد خوب خوش باهم زندگی کردن لیلییلیلیلیلیلیلی
تموم شددددد سر کلاس این رو نوشتم T^T
تا بده بای بای
دو بار نوشتمش این بار سوم 🥲
ریندو : خوناشامی ؟
ا/ت : های
ریندو : خب .......باشه پس من میرم با مایکی حرف بزنم
ا/ت : من که نمیدونم کیه ولی باشه
ریندو رفت اتاق مایکی در زد
مایکی: بیا تو
ریندو : اهم ...خب خوناشام دیگه اره
مایکی : ..........پس بکشینش
ریندو : ها؟ ن.....ام به نظر من زورش از بقیه دختر ها بیشتر بود
مایکی : ریندو درست حرفت رو بزن
ریندو : منظورم این بود که بعدا به دردمون میخوره شاید
مایکی :..........باشه .....تو مسئولش میشی
ریندو : های
ریندو دوبارهورفت پیش ا/ت
ا/ت : خب چی شد ؟
ریندو : الان تو زیر دست منی
ا/ت : جانمممممممم؟؟؟؟
ریندو : دوست داری بمیری ( خدا نکنه ) یا زیر دست من باشی ؟
ا/ت : خب مرگ رو که قطعا قبول نمیکنم پس........باشه
ریندو طناب های ا/ت رو باز کرد وقتی ا/ت باز شد دوباره میخواست ریندو رو گاز بگیره که ریندو جلوش رو گرفت
ریندو : ا/ت گاز نداریم
ا/ت : اهههه باشه بابا
و یه اتاق به ا/ت داد تو خونه خودش
چند وقت گذشت و ریندو به ا/ت تیر اندازی و چند تا فن برای نفله کردن باند های حریف یاد داد
ریندو رو مبل داره فیلم میبینه و ا/ت میره پیشش میشینه
ریندو : باز چی میخوای ؟
ا/ت : ها ؟ من؟ من چیزی نمیخوام
ریندو : دروغ نگو دیگه از اون نگاهت فهمیدم
ا/ت : اه باشه .......میخوام........
ا/ت دست هاش رو رو شونه های ریندو گذاشت و ریندو رو هل داد به سمت مبل
جوری که تقریبا ریندو رو مبل دراز کشیده(😅)
ا/ت : میخوام گازت بگیرم
ریندو : ا/ت قبلا در موردش حرف زده بودیم
و ا/ت یهو ریندو رو گاز گرفته
بعد از یک دقیقه یا کمتر دندون هاش رو در آورد
ا/ت : واییییییییییی خیلی خوشمزه بودددددددد
ریندو : بلاخره کار خودت رو کردی
ا/ت : بیخیال ریندو خودت میدونستی یه روزی گازت میگیرم
این ماجرا ها تموم شد و ریندو داشت با سانزو و ران میرفت بار و حالا ا/ت هم یه جوری فهمید دیگه
ا/ت : اَههههه چرا نمیاد اصلا چیکار
ا/ت رفت دنبال ریندو از شیشه بار تو رو نگاه کرد و دید ریندو با دختر ها گرم گرفته بود و بعد رفت خونه
بعد از یک یا نیم ساعت یا یک ساعت ریندو اومد
ریندو : من اومدممممممم
ا/ت : .........
ریندو : ا/ت ؟
ا/ت : ..........
ریندو : چی شده؟ چون دیر اومدم قهری ؟
ا/ت : .......نه .......اون نگاه های عاشقانه چی بود گه باهاش به دختر های تو بار نگاه میکردی .....ایش
ریندو : اوم حسودیت شد ؟
ا/ت : .......من چیم از اونا کمتره ؟ نکنه از من بدت میاد
ریندو : نه تنها چیزی کم نداری بیشتر هم داری ( زیبایی ) و اگر ازت بدم میومد ..........
ریندو کرواتش رو شل کرد ( استغفرالله)
و کمی یقه اش رو باز کرد و جای گاز ا/ت معلوم شد ( یه نیشخند دختر کش)
ریندو : اگر بدم میومد الان گردنم اینطوری نبود ..........یا اگر یه دوست داشتن ساده بود
ا/ت : ه..هااااا؟؟؟؟؟ د...د.دو..دوست داشتن سا...سادهههههههه؟؟؟؟؟؟؟پس چیه دیگههههه
ریندو : صادقانه بخوام بگم از وقتی دیدمت عاشقت شدم ( چرا نمیتونم رمانتیک بنویسم ؟)
ا/ت صورتش رو با دست هاش پوشوند
یومی : م..م..منم.....دو..دوستت...دارم
و تا ابد خوب خوش باهم زندگی کردن لیلییلیلیلیلیلیلی
تموم شددددد سر کلاس این رو نوشتم T^T
تا بده بای بای
- ۲۰.۲k
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط