{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من سنگ ِ طعنه های این سکوت بلند را

من سنگ ِ طعنه های این سکوت بلند را

تحمل می کنم

مشکل از شب بلند و دستهای بی ترانه ی
من است....

اما هر کجایی اکنون

شانه به شانه ی هر ستاره که نشسته ای

رو به آواز علاقه من بچرخ

من تمام تار و پود دلم را روی دست

به آسمان تو پرتاب می کنم!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

کاش بودیاین روزها همه چیز عاشقانه شدهنسیم ِ آخر ِ شب پنجره ر...

حال امروز منبغضیست که نفس گیر شدهو قلمی که خشکیدهو سرمایی که...

نبض تند علاقه و پوست تَرد واژه ها با تار و پود عطوفت دفتر من...

تلخیِ من از بی شرمی روزگاراستتلخی من از شرابی ستکه سال‌هاستا...

وقتی شب دهان باز می‌کند تا زمزمه کند، صدایش دیگر نجوای باد ن...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

پارت ۷ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط