{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
شب لحظہ اے شڪستم
بے فرصتے دوبارهـ
از بوسہ نگاهـت
بر دل بہ یڪ اشارهـ
ترسم ڪہ خان و زادش
از ریش و بن بلرزد
این درد جاودانهـ
آخر مگر بیارزد
آخر مگر نشانی
از نام تو بماند
این دل دمے بہ فردا
از تو مرا بخواند
از تو بہ من ببخشد
صد شعر عاشقانهـ
یا بوسہ اے تلنگر
بے مزد و بے بهـانهـ...!!!
.
.
ترانہ از
#محمد_اڪبرجانی(یزدان).
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱)

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

فردا فردا کردن

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

# ✦ بی‌صدا ✦نظم، برای ا.ت حکمِ دیواری را داشت که او را از آش...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : آخر » ⁦♡⁩همون شب که یونگی جیمین رو ب...

ابلیس

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

حمایت نمیشه زیاد خوشگلا

Part ¹آغاز فصل دوم! نفس من🪶🌖 - بغلمو ازت نگیرم؟ ترسیدی تنهات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط