{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی را میشناسم

مردی را میشناسم
اشک هایش را شبانه کنار پنجره اتاقش جاری میکند…
سیگار و فنجان قهوه به دست…
همه را دوست دارد اما خودش تنهـــــاست…
روز ها و شب ها
در انتظار نگـــــــاهی آشنا…
سالهاست که در سر کوچه ی معــــــــرفت قدم میزند.
دیدگاه ها (۱)

باورکن!دیدن هربامداد اتفاق ساده ای نیست .خوشاینداست وتکرارنا...

استادی از شاگردانش پرسید : چرا ما وقتی عصبانی هستیم داد میزن...

(عکس متحرک)خیلی که گریه کرده باشی...طولانی وعمیـــــــــــــ...

من........نوشت........(من)دلم برای یک نفر تنگ است ...نمیدانم...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

p10

رمان تهیونگ و جنی

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

( last minute )

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p16همون لحظه...در دنیای خون‌آشام‌ها...جیم...

پارت شش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط