{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا

هوا
سرد است و
آتشِ نگاهِ تو روشن...!

چایِ باران
در فنجانِ قهوه ای چشمم
دَم کشیده است ؛

نترس!
شانه ات را نزدیک تر کن
دردهایم از دهن افتاده اند...
دیدگاه ها (۳)

به صدایت"معتاد"شده بودم...رفتی!!!حالاهرروز"خاطره"تزریق میکنم...

✍کــاشنبضت را می گرفتم و منتشر می کردم✍تــا دنیابه حال طبیعی...

خاطراتم طرحی از خط های تـو خالی شدن بعد ازین دیگر بدور عشق ...

در فکر تو بستم چمدان را.. و همین فکر..مثل خوره افتاده به جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط