{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیا:یکم احساساتی میشه و تو بغل جیمین یکم گریه میکنه

جیا:یکم احساساتی میشه و تو بغل جیمین یکم گریه میکنه

جیمین :عزیزم حالت خوبه...جیا ببینمت عزیزم عه عه چرا داری گریه میکنی خوشگلم؟!

جیا:چیزی نیست بابایی یکم احساساتی شدم

جیمین: آخ قربون اشکات برم من دخترم (اشکاشو میبوسه)

&خوب جیا خانم انگار حالت خوبه بزار ببینم

چند مین بعد

&بله خداروشکر تبت خیلی پایین اومده شما دیگه میتونین برید آقای پارک اینم از لیست دارو ها چند تا شربت و قرص براش نوشتم

جیمین: بابت زحماتتون خیلی ممنون آقای دکتر(لیست رو ازش میگیره)

&خواهش میکنم انجام وظیفه بود جیا دخترم وایستا سرمو بکنم...خوب اینم از این دیگه میتونین برید

جیا:کجا بریم

جیمین:دخترم انگار بهت خوش گذشته ها خونه دیگه

جیا:-آهاا

چند مین بعد تو ماشین

جیمین:خوب جیا کجا بر...اخی عزیزم خوابت برده بخواب عزیزم(آروم خم میشه و صورتش رو میبوسه)

یه ربع بعد

جیمین:جیا...جیا دخترم پاشو رسیدیم

جیا:اومممم کجاییم ما

جیمین:دم در خونه ایم عزیزم

جیا:اوففف خیلی خوابم میاد

جیمین:یه لحظه وایستا(از ماشین پیاده میشه و میره جیا رو پیاده میکنه و براید بغلش میکنه)

جیا:بابایی خودم می‌تونم بیام

جیمین:جیا میترسم هنوز بدنت ضعیف باشه

جیا :خیلی خوب

ویو تو خونه

جیمین:عزیزم برو لباس هاتو عوض کن بیا شام بخوریم...میخوای کمکت کنم

جیا:نه بابایی خودم می‌تونم

جیمین:اوکی عزیزم برو عوض کن لباستو

چند دقیقه بعد

جیمیت:چرا جیا نمیاد دیگه اوففف سریع رفتم تو اتاقش و دیدم خیلی ناز رو تخت خوابش برده لباساشم تنشه آروم لباساشو دراوردم و خوابوندمش رو تخت و خودمم کنارش خوابیدم

ادامه دارد
دیدگاه ها (۴)

رفتار سرد

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

چند پارتی درخواستی

رمان : رفتار سرد

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

سناریو بلولاک اگه یک شب خوابمون نبره و بریم تو اتاقشون تو بغ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۱ | «حقیقتی که باید گفته م...

پارت ۵۴🌅 ویو آتکم‌کم هوا تاریک‌تر شد و ساحل خلوت‌تر شد. وسای...

پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط