{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند مین بعد

چند مین بعد
ویو جیمین
رو مبل نشسته بودم وقتی جیا اومد پایین ایقدر خوشگل و ناز شده بود که محوش شدم آخه یه آدم چجوری میتونه اینقدر خوشگل و ناز باشه آخه همینطور که داشتم نگاهش پیکردم با صداش به خودم اومدم

جیا:بابا من اومدم...بابا باباا کجایی

جیمین: عا ...بله بله همینجام آماده شدی

جیا:اره بریم دیگه

جیمین:بریم عزیزم

چند مین بعد تو مغازه

جیمین رفت و یه سبد خرید برداشت و با جیا شروع کردن به خرید کردن از میوه بگیر تااا گوشت و مرغ و پیاز سیب زمینی(یه لحظه احساس کردم تو ایرانن😂)

جیا:بابا میخوای کل مغازه رو بگیری...مغازه رو درو کردیم

جیمین:یه چند تا چیز دیگه بگیریم میریم 😁

جیا: 😐🤨 بریم

چند مین بعد بیرون مغازه

جیا:اععع چقدر گل های اینجا خوشگلن برم بوشون کنم

جیمین:باشه عزیزم مواظب باش

جیا رفت و گل رو بود کرد که یکدفعه....




بیا پایین

























پایین تر















که یکدفعه یه عطسه خیلی کیوت کرد

جیمین:آخ قلبم

جیا:چی شد

جیمین:خیلی کیوت شدی

جیا:حیح😁 فکر کنم به این گل من حساسیت دارم

جیمین:اره عزیزم بریم دیگه

جیا:بریم




ادامه دارد.....

ببخشید بچه ها میدونم کم گذاشتم ولی واقعا حالم خوب نیست
دیدگاه ها (۲۰)

دوستان عزیز من یه تصمیمی گرفتم ....چون فیکم حمایت نمیشه تصمی...

وقتی وارد اتاقم شدم، آفتاب عصر کم‌کم رنگ می‌باخت. لباس‌هامو...

ویو جیمین با احساس دست کوچیکی روی گونه ام بیدار شدم دیدم جیا...

جیا:یکم احساساتی میشه و تو بغل جیمین یکم گریه میکنهجیمین :عز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط