{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

,هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو

,هزار شب نشسته ام به پای چشم های تو
رها نمی کند مرا هوای چشم های تو

من آن همیشه عاشقم که لحظه لحظه درد را
به دوش خسته می کشم برای چشم های تو

تمام حجم اشک را به نذرگاه برده ام
مگر که بنده ام کند خدای چشم های تو

مسافرم ولی هنوز هزار جاده فاصله است
میان غربت من و سرای چشم های تو

قبیله ی شکیب من دوباره بار بسته است
تمام بیقراری ام فدای چشم های تو

بگو که عاقبت کجا؟ کجای بغض سادگی 
به خاک می سپاردم وفای چشم های تو؟
دیدگاه ها (۲)

روزگاری قهر بودی روزگاری آشتیماجرای عشق ما را ساده می انگاشت...

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم خود را که به آن راه زدی باز...

بسم الله النور.....خدای عاشق یک صبح زیبای دیگر را با ترنمدل...

چشم توکاش می‌دیدم چیستآنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری استآه...

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

حالی به باغ نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط