{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم
خود را که به آن راه زدی باز گرفتم

انگشت تعجب زده ات را که گزیدی
لبهای خجالت زده را گاز گرفتم

از باغ لبت مست شدم مثل قناری
حتی سر تو مدرک آواز گرفتم

دارم زده موهای تو با تار طلایی
با هر نت این دار تو یک ساز گرفتم

تا اوج نگاه تو مرا جلد خودش کرد
از آبی چشمت پر پرواز گرفتم

عاشق شدنم باعث شاعر شدنم شد
از قدرت چشمان تو ایجاز گرفتم.
دیدگاه ها (۴)

عاشق شده ام حال و هوایم خوبست درد است ولی درد برایم خوبست آر...

دیشب سه غزل نذر تو کردم که بیاییچشمم به ره عاطفه خشکید ؛ کجا...

روزگاری قهر بودی روزگاری آشتیماجرای عشق ما را ساده می انگاشت...

,هزار شب نشسته ام به پای چشم های تورها نمی کند مرا هوای چشم ...

میان آن فضای متشنج و سنگین ناگهان انگار زمان ایستاد. آوا که ...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط