{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p:14

p:14
ویو ات صدای قدم های تند اومد
جونگ کوکه ؟ یا تهیونگه ؟
وادفا ..
با صدای اجوما از فکر اومدم بیرون دیدم تهیونگه
اجوما: تهیونگ جان تو هم بیا بشین رامیون بخور
@ مرسییییییی
بعد همه شروع کردیم به خوردن
ویو راوی
جونگ کوک از اتاق کارش زد بیرون. بوی رامیون هنوز کل عمارت رو گرفته بود
صدای شکم مستر جئون هم اومد
جونگ کوک رفت توی آشپزخونه
کنار اجوما ایستاد
+ اهم اجوما یکمی برای منم می‌ریزی
اجوما : یا خدا پسر سکتم دادی
-- چرا عینه روح سرگردان اومدی
+,فضولی؟
-- اره هستم
+ گگگگکگ
اجوما به زور جلوی خندشو گرفت
تهیونگ غش کرد از خنده
یهو یکی از بادیگارد ها اومد
توی گوش جونگ کوک گفت
﷼ ارباب یکی به اسم جانگ هسوک اومده اینجا سراغ شما رو میگیره
( جانگ هسوک برادر ناتنی تهیونگ و هکر جونگکوکع)
+ بفرستش داخل
﷼ چشم
-- مهمون داریم
+ آهوم
..............
دیدگاه ها (۳)

#اصکی.اجباری#اصکی#اصکی#bangten#bts#army#jungkook#suga#jungko...

p:13تهیونگ رفت ات رو از زیر زمین آورد بیرون و بردش پیشه کوک-...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط