{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم

نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم

من از دل این غار و تو از قله آن قاف
از دل بهم افتیم و به جانانه بگرییم

دودیست در این خانه که کوریم ز دیدن
چشمی به کف آریم و به این خانه بگرییم

آخر نه چراغیم که خندیم به ایوان
شمعیم که در گوشه کاشانه بگرییم

من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم
بازآ به هم ای شاعر افسانه بگرییم

از جوش و خروش خم وخمخانه خبر نیست
با جوش و خروش خم و خمخانه بگرییم

با وحشت دیوانه بخندیم و نهانی
در فاجعه حکمت فرزانه بگرییم

با چشم صدف خیز که بر گردن ایام
خرمهره ببینیم و به دردانه بگرییم

بلبل که نبودیم بخوانیم به گلزار
جغدی شده شبگیر به ویرانه بگرییم

پروانه نبودیم در این مشعله باری
شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم

بیگانه کند در غم ما خنده ولی ما
با چشم خودی در غم بیگانه بگرییم

بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم
ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم
دیدگاه ها (۱)

اربعین,,,,بین الحرمین

گل مینا

حتی

من دنبال لایک گرفتن نیستم,,بخاطر دل خودم اینجام,,,جهنم که کس...

نیما غم دل گو که غریبانه بگرییمسر پیش هم آریم و دو دیوانه بگ...

هوشم به نگاهی برد، جانانه چنین بایدیک جرعه خرابم کرد، پیمانه...

معشوق من! گل من! پروانه ات بمیردلیلای من! الهی دیوانه ات بمی...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

تا عشق در اندیشه ی ما خانه بسازدبا عقل بگو با دل دیوانه بساز...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت<آتشی بود در این خانه که کا...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط