{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه جفت بازو هام رو گاز میگرفت...

همیشه جفت بازو هام رو گاز میگرفت...
میگفتم آخه این چه کاریه میکنی؟؟
کبود میشه،سیاه میشه،جاش میمونه،آبروم میره
همه ملت تو خیابون به دست من نگاه میکنن
منم که پوستم سفیده
خیلی تو چشم هستش این کبودی...
میگفت کبود میشه که بشه...اینا علامت حاکم بزرگه،یعنی این کبودی نشون میده من هنوز هستم...
هر چی ام کبودی پر رنگ تر باشه یعنی تازه پیش من بودی،مال خودمی باید یه نشونه بزارم بقیه بفهمن مال منی دیگه...
گفتم نرسه روزی دیگه این کبودیا رو دستم نباشه
گفت میرسه...بخدا میرسه اون روز...
بغض کردم....
گفتم یعنی چی؟؟
گفت خب انقدر پیر میشم که دیگه دندون ندارم گازت بگیرم دیگه...
چقدر خندیدیم....
راستش عزیز دلم خواستم بگم الان خیلی وقته دیگه رو دستم جای کبودی نیست...
نمیخوای ملت علامت حاکم بزرگ رو ببینن؟؟
قرار بود پیر شدی دیگه نتونی کبود کنی
پیرم کردی،نمیخوای برگردی...
نمیخوای ملت بدونن من صاحاب دارم؟؟؟
آها ببخشید....
حواسم نبود...‌
من خیلی وقت بی صاحاب شدم....
خیلی وقته....
دیدگاه ها (۵)

همگان به جستجوی خانه‌اندمن...کوچه‌ ی خلوتی می‌خواهمبی‌انتها ...

باورت بشود یا نه، روزی می‌رسد که دلت برای هیچ کس به اندازه م...

در دلم جز غم عشقت بخدا نیست که نیست ,چشمم از دوریت ای عشق شد...

همه می دانند؛من سال هاست چشم به راه کسیسرم به کار کلمات خودم...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟒همین که این حرکتو زد از...

بازی عشقی پارت دوویو ایساگی:رین با عصبانیت اومد جلو... دروغ ...

وقتی دوستت داشت ولی …p11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط