{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه می دانند؛

همه می دانند؛
من سال هاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است...
تو را به اسم آب؛
تو را به روح روشن دریا؛
به دیدنم بیا !
مقابلم بنشین.
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...

من به یک نفر،
از فهم اعتماد محتاجم.
من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!
خرابم !
ویرانم !

#سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۱)

در دلم جز غم عشقت بخدا نیست که نیست ,چشمم از دوریت ای عشق شد...

همیشه جفت بازو هام رو گاز میگرفت...میگفتم آخه این چه کاریه م...

#محبوبم...!دور تا دور یاد تو را پاییز گرفته...بحران نبودن تو...

من آمدنت را ندیدم اگر میشود یکبار دیگر بیا #حمید_رها

☆ازدواج اجباری☆P♡32________*شاید این براشون فقط یه گفت و گوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط