{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود

یه رفیق داشتیم خیلی مذهبی بود
یه بار میخواست بیاد خونمون
.
.
.
.
.
.
انقد دم در گفت یالله آخرش بابام داد زد پدرسگ بیا تو منم چادر سرمه !
دیدگاه ها (۴)

رفیق جان یکی از اون خط هاتو بده ماهفت خط میخوای چیکار خسیس....

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻧﯿﺴﺖ ..." ﺁﻗﺎﯼ " ﻣﻦ ...ﻗﺮﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻏﺮﻭﺑﻬﺎﯼ "...

بارانا

میدونی فرق شما با روز چیه؟روز ۳۰ تاش باید جمع بشه تا ماه بش...

نمیدونم بخندم یا بخندم😹✌🏻چیز بچه ها اینقد دیشب به سولی فک کر...

فصل 1پارت 4 اونشب مزخرف تموم شد خونمون جابه جا شد بابام رفت ...

پارت ۳نیما برای همه صبحانه درست کرده یک دفعه بهم گفت بیا دنب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط