{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳

نیما برای همه صبحانه درست کرده یک دفعه بهم گفت بیا دنبالم منم رفتم رفتیم تو اتاق گیمش یه لباس دقیقا شبیه لباس خودم رو میزش بود و بهم گفت ببخشید بابت دیشب منم دنیام اکلیلی شد و گفتم..

ممنونم خیلی خیلی دوسش دارم و پریدم بغلش
ظهر رفتم خونه که ساعت۱۶:۴۰ نادیا بهم پیام داد و گفت
بیا پایین دم در
منم به نیما پیام دادم چون جوابمو نداد به نیواد زنگ زم
نیواد نادیا دم دره
٫٫ عیب نداره نرو الان به نیما میگم
باشه
٫٫راه افتادیم برو پایین
رفتم پایین و....





«🤌🏻مایل به پارت ۴🎀»
دیدگاه ها (۲)

😊🎀🤌🏻

در ایونت نیما چه گذشت

که یهو دوست قبلی نیما اومد(دختر بود) و موهامو خیلی محکم کشید...

پارت ۴ از رمان عشق یا نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط