{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم

کودک که بودم
بعضی ها را آنقدر دوس داشتم
که وقتی
می آمدند خانه ی مان
با گریه مجبورشان میکردم
بیشتر بمانند ؛
خوابم که میبرد
بدون اینکه بفهمم
میرفتند..!

حالا که بزرگ شده أم
میترسم بخوابم ،
تو بروی...
و گریه هایم ، بعد از رفتنت
سودی نداشته باشد ........
دیدگاه ها (۳)

گاهیباید نبخشید کسی را که بارها او را بخشیدی و نفهمیدتا این ...

کارمند تمام وقتم ..نیمه وقت کار میکنم ...تمام وقت ب تو فکر م...

لذت دنیا...داشتن کسی ستکه دوست داشتن را بلد است.به همین سادگ...

فقط وا مال مو بوی:(

پارت 20

ظهور ازدواج پارت ۴۹۱اصلا نمیتونستم بخوابم میدونم از ذوق و شو...

part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط