موضوع:خدمتکار شخصی
موضوع:خدمتکار شخصی
پارت ۱
ویو ا.ت :
سلام من کیم ا.ت هستم ۲ سال تو سئول زندگی می کنم خانواده ام ۲ سال پیش رفتن امریکا و من امدم سئول من توی لباس فروشی کار می کنم من ۲۲ سالمه .
ویو جونگ کوک :
سلام من جئون جونگ کوک هستم ی پسر دارم من ۶ سال پیش ازدواج کردم ولی همسرم وقتی پسرم رو به دنیا اورد مرد پسرم ۴ سالشه من خودم ۲۸ سالمه اسم پسرمم چونگی .
علامت ها : _ کوک ، + ا.ت ، / چونگی ، ؛ بقیه
ویو ا.ت :
امروز ساعت ۷:۰۰ صبح بیدار شدم کارهامو انجام دادم لباس فرم کارم رو پوشیدم و ارایش کردم و صبحانه خوردم ساعت ۷:۵۰ از خونه رفتم بیرون من باید ساعت ۸:۰۰ سرکار باشم تاکسی گرفتم و رفتم خدارو شکر به موقع رسیدم رفتم تو ساعت ۸:۳۰ بود کخ ی اقای جذاب با ی پسر کیوت وارد مغازه شدن
_سلام ببخشید اقای میسونگ هستن (میسونگ رئیس ا.ت)
+اها بله هستن ، اقای میسونگ با شما کار دارن
؛ سلام اقای جئون خوش امدید ا.ت ایشون همون اقایی هستن که گفتم قرار بود بیان راهنمایی شون کن
+چشم ، به فرمایید
/بابایی این خانم خیلی مهربون می خوامش بگیرش لطفا (در گوش کوک )
_چی
/به عنوان خدمتکار
_اها بزار ببینم چیکار میکنم ( همه اینا در گوشی )
+این لباسا هست نگاه کنید
_اهم خانم ؟؟؟
+ا.ت کیم ا.ت
_اها خانم ا.ت میشه از شما ی درخواستی بکنم
+بفرمایید
_پسر من می خواد که شما خدمتکارش بشین اگه مشکلی ندارید این شغل رو ول کنید بیاید برای من کار کنید و ماهی ۷۰۰۰۰۰ وون میدم
با این قیمت می تونم همه کاری کنم اینجا بهم ماهی ۵۰۰ وون میده
+بله قبوله
_ خب وسایلاتون رو جمع کنید بعد میریم خونتون هم وسایلاتون رو جمع میکنیم بعد هم میریم خونه من
+خونه شما ؟؟؟
_بله شما داخل خونه من باید زندگی کنید راستی خونه مال خودتون یا اجارست ؟
+اجارست
_چه خوب پس زود باشید تا من با مدیر صحبت کنم
رفتم وسایل هام رو جمع کردم رئیس بهم ۳۰۰ وون داد چون هنوز اخر ماه نشده رفتیم خونه من وسایل هام رو جمع کردم و گذاشتم داخل ماشین امدم عقب سوار شم که پسرش اجازه ندادگفت برو جلو بشین با اسرار خودش و پسرش جلو نشستم رفتیم خونه اون اقاعه خونه که نبود عمارت بود وارد شدیم که گفت :
_من ی خدمتکار داشتم که اخراج شد تو الان خدمتکار هستی لباست تو اتاقت هست میپوشی از همین الانم کارت رو شروع میکنی
و قوانین هم اینکه :
۱_هرکاری میگم انجام میدی بدون چون و چرا و اگر مخالفت کنی تنبیه میشی
۲_نمیزاری چونگی تا بعداز ۱۲:۰۰ شب بیدار بمونه
۳_شکلات زیاد نمیدی به چونگی
۴_تو اتاقی که درش سیاه هست نمیری
۵_در اتاقت رو قفل نمیکنی
۶_ادرس اینجا رو به کسی نمیدی
+چشم فقط چونگی کیه
/منم
+چه اسم خوشگلی داری و شما آقای ؟؟؟
_جونگ کوک هستم میتونی کوک هم صدام کنی و اینکه دوست مدارم رسنی حرف بزنیم
+چشم
_گفتم دوست ندارم
+باشه
_افرین حالا شد
پارت ۱
ویو ا.ت :
سلام من کیم ا.ت هستم ۲ سال تو سئول زندگی می کنم خانواده ام ۲ سال پیش رفتن امریکا و من امدم سئول من توی لباس فروشی کار می کنم من ۲۲ سالمه .
ویو جونگ کوک :
سلام من جئون جونگ کوک هستم ی پسر دارم من ۶ سال پیش ازدواج کردم ولی همسرم وقتی پسرم رو به دنیا اورد مرد پسرم ۴ سالشه من خودم ۲۸ سالمه اسم پسرمم چونگی .
علامت ها : _ کوک ، + ا.ت ، / چونگی ، ؛ بقیه
ویو ا.ت :
امروز ساعت ۷:۰۰ صبح بیدار شدم کارهامو انجام دادم لباس فرم کارم رو پوشیدم و ارایش کردم و صبحانه خوردم ساعت ۷:۵۰ از خونه رفتم بیرون من باید ساعت ۸:۰۰ سرکار باشم تاکسی گرفتم و رفتم خدارو شکر به موقع رسیدم رفتم تو ساعت ۸:۳۰ بود کخ ی اقای جذاب با ی پسر کیوت وارد مغازه شدن
_سلام ببخشید اقای میسونگ هستن (میسونگ رئیس ا.ت)
+اها بله هستن ، اقای میسونگ با شما کار دارن
؛ سلام اقای جئون خوش امدید ا.ت ایشون همون اقایی هستن که گفتم قرار بود بیان راهنمایی شون کن
+چشم ، به فرمایید
/بابایی این خانم خیلی مهربون می خوامش بگیرش لطفا (در گوش کوک )
_چی
/به عنوان خدمتکار
_اها بزار ببینم چیکار میکنم ( همه اینا در گوشی )
+این لباسا هست نگاه کنید
_اهم خانم ؟؟؟
+ا.ت کیم ا.ت
_اها خانم ا.ت میشه از شما ی درخواستی بکنم
+بفرمایید
_پسر من می خواد که شما خدمتکارش بشین اگه مشکلی ندارید این شغل رو ول کنید بیاید برای من کار کنید و ماهی ۷۰۰۰۰۰ وون میدم
با این قیمت می تونم همه کاری کنم اینجا بهم ماهی ۵۰۰ وون میده
+بله قبوله
_ خب وسایلاتون رو جمع کنید بعد میریم خونتون هم وسایلاتون رو جمع میکنیم بعد هم میریم خونه من
+خونه شما ؟؟؟
_بله شما داخل خونه من باید زندگی کنید راستی خونه مال خودتون یا اجارست ؟
+اجارست
_چه خوب پس زود باشید تا من با مدیر صحبت کنم
رفتم وسایل هام رو جمع کردم رئیس بهم ۳۰۰ وون داد چون هنوز اخر ماه نشده رفتیم خونه من وسایل هام رو جمع کردم و گذاشتم داخل ماشین امدم عقب سوار شم که پسرش اجازه ندادگفت برو جلو بشین با اسرار خودش و پسرش جلو نشستم رفتیم خونه اون اقاعه خونه که نبود عمارت بود وارد شدیم که گفت :
_من ی خدمتکار داشتم که اخراج شد تو الان خدمتکار هستی لباست تو اتاقت هست میپوشی از همین الانم کارت رو شروع میکنی
و قوانین هم اینکه :
۱_هرکاری میگم انجام میدی بدون چون و چرا و اگر مخالفت کنی تنبیه میشی
۲_نمیزاری چونگی تا بعداز ۱۲:۰۰ شب بیدار بمونه
۳_شکلات زیاد نمیدی به چونگی
۴_تو اتاقی که درش سیاه هست نمیری
۵_در اتاقت رو قفل نمیکنی
۶_ادرس اینجا رو به کسی نمیدی
+چشم فقط چونگی کیه
/منم
+چه اسم خوشگلی داری و شما آقای ؟؟؟
_جونگ کوک هستم میتونی کوک هم صدام کنی و اینکه دوست مدارم رسنی حرف بزنیم
+چشم
_گفتم دوست ندارم
+باشه
_افرین حالا شد
- ۱۳۶
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط