موضوع:برادر ناتنی من
موضوع:برادر ناتنی من
پارت ۸
( اسمات هست دوست نداری نخون )
ویو ته ته :
وقتی که سئونگ گفت میریم خوشحال پس مخالفت نکردم چون میخواستم انتقامم رو از ا.ت بگیرم
ویو ا.ت :
وقتی که بابا گفت میخوان برن ترسیدم ولی تهیونگ خوشحال شد مطمئن بودم چی تو ذهنش هست ولی به رو تهیونک نیاوردم مامان بابا رفنت تهیونک مطمئن شد که رفتن شروع کرد نزدیک شدن به من من فرار کردم و رفتم تو اتاقم کلید نبود انگار یکی برش داشته بود دنبال کلید بودم که در باز شد تهیونگ بود تیشرت تنش نبود خیلی ترسیده بودم امد نزدیکم
_بیبی گرل مگه نگفته بودم عواقبش چیه
+ت...تهیونگ ببخش ترو خدا
ترسیده بودم ولی خودمو جلوش شجاع نشون دادم
+اصلا دلم خواست بگم به تو چه فعلا که گوشی داری پس چی میگی
_الان بهت نشون میدم عاقبت کارت چیه
بلندم کرد پرتم کرد رو تخت دیگه نتونستم خودمو شجاع نشون بدم التماسش میکردم ولی اون کار خودشو میکرد هیچی حالیم نمیشد فقط درد احساس میکردم و اینکه هی التماسش میکردم وقتی که ولم کرد زدم زیر گریه بغلم کرد
_گریه نکن نمی خواستم کاریت کنم خودت پرویی کردی ببخشید
+هق ولم کن هق مگه من گفتم هق ببخشید هق بخشیدی هق
_ا.ت کوچولوی من بچه بازی در نیار
+هق ولم کن هق قهرم هق خیلی بدی هق هق
_ا.ت ا.ت ا.تتتتتتت ا.تتتتتتتتتتتتتت ا.تتتتتتتتتتتتت
+اه ولم کن
_بیا بریم حموم
+نمیام قهرم
_ا.ت بچه بازی در نیار
+نوموخام
_ا.ت بچه شدی 😂
+نموخام تنهایی خودم کارام انجام میدم
_ا.ت نمیتونی
امدم پاشم از رو تخت که دلم تیر کشید و افتادم زمین
_😂😂😂دیدی گفتم نمیتونی
+یااااا خرس گنده من افتادم کونم درد میکنه تو میختدی بیا کمکم کن
_🤣🤣🤣امدم
تهیونگ بلندم کرد و بردم حموم گذاشتم تو وان خودش حموم کرد و منم حموم کرد براید استایل بغلم کرد از حموم اوردم بیرون لباس تنم کرد خودشم لباس پوشید براید استایل بغلم کرد و گذاشتم رو کاناپه متکا و پتو هم اوردم درازم کرد رو کاناپه خودش رفت تو اشپز خونه و خوراکی قرص و اب کیسه اب گرم و... اورد خودشم کنارم دراز شد
_فیلم چی ببینیم
+نمد هرچی میزاری بزار
ویو ا.ت :
رفتم دست شویی اب زدم به سر و صورتم و امدم بیرون قرص تهیونگ که داد بود بهم رو خورم رفتم تو اتاقم که گوشیم رو بیارم وقتی امدم پایین تهیونگ فیلم رو انتخاب کزده بود دراز کشیدم
ویو ته ته :
ا.ت گفت هروی دوست داری بزار بعد رفت کرمم لولید برای همین فیلمی گذاشتم که صحنه داره میخواستم ببینم چه کار میکنه 😈
نشستم با تهیونگ فیلم دیدم که صحنه دار شد به قیافه تهیونگ نگاه کردم خمار بود فرار کردم این دفعه رفتم تو اتاق بابا در رو فقل کردم و خوابیدم
پارت ۸
( اسمات هست دوست نداری نخون )
ویو ته ته :
وقتی که سئونگ گفت میریم خوشحال پس مخالفت نکردم چون میخواستم انتقامم رو از ا.ت بگیرم
ویو ا.ت :
وقتی که بابا گفت میخوان برن ترسیدم ولی تهیونگ خوشحال شد مطمئن بودم چی تو ذهنش هست ولی به رو تهیونک نیاوردم مامان بابا رفنت تهیونک مطمئن شد که رفتن شروع کرد نزدیک شدن به من من فرار کردم و رفتم تو اتاقم کلید نبود انگار یکی برش داشته بود دنبال کلید بودم که در باز شد تهیونگ بود تیشرت تنش نبود خیلی ترسیده بودم امد نزدیکم
_بیبی گرل مگه نگفته بودم عواقبش چیه
+ت...تهیونگ ببخش ترو خدا
ترسیده بودم ولی خودمو جلوش شجاع نشون دادم
+اصلا دلم خواست بگم به تو چه فعلا که گوشی داری پس چی میگی
_الان بهت نشون میدم عاقبت کارت چیه
بلندم کرد پرتم کرد رو تخت دیگه نتونستم خودمو شجاع نشون بدم التماسش میکردم ولی اون کار خودشو میکرد هیچی حالیم نمیشد فقط درد احساس میکردم و اینکه هی التماسش میکردم وقتی که ولم کرد زدم زیر گریه بغلم کرد
_گریه نکن نمی خواستم کاریت کنم خودت پرویی کردی ببخشید
+هق ولم کن هق مگه من گفتم هق ببخشید هق بخشیدی هق
_ا.ت کوچولوی من بچه بازی در نیار
+هق ولم کن هق قهرم هق خیلی بدی هق هق
_ا.ت ا.ت ا.تتتتتتت ا.تتتتتتتتتتتتتت ا.تتتتتتتتتتتتت
+اه ولم کن
_بیا بریم حموم
+نمیام قهرم
_ا.ت بچه بازی در نیار
+نوموخام
_ا.ت بچه شدی 😂
+نموخام تنهایی خودم کارام انجام میدم
_ا.ت نمیتونی
امدم پاشم از رو تخت که دلم تیر کشید و افتادم زمین
_😂😂😂دیدی گفتم نمیتونی
+یااااا خرس گنده من افتادم کونم درد میکنه تو میختدی بیا کمکم کن
_🤣🤣🤣امدم
تهیونگ بلندم کرد و بردم حموم گذاشتم تو وان خودش حموم کرد و منم حموم کرد براید استایل بغلم کرد از حموم اوردم بیرون لباس تنم کرد خودشم لباس پوشید براید استایل بغلم کرد و گذاشتم رو کاناپه متکا و پتو هم اوردم درازم کرد رو کاناپه خودش رفت تو اشپز خونه و خوراکی قرص و اب کیسه اب گرم و... اورد خودشم کنارم دراز شد
_فیلم چی ببینیم
+نمد هرچی میزاری بزار
ویو ا.ت :
رفتم دست شویی اب زدم به سر و صورتم و امدم بیرون قرص تهیونگ که داد بود بهم رو خورم رفتم تو اتاقم که گوشیم رو بیارم وقتی امدم پایین تهیونگ فیلم رو انتخاب کزده بود دراز کشیدم
ویو ته ته :
ا.ت گفت هروی دوست داری بزار بعد رفت کرمم لولید برای همین فیلمی گذاشتم که صحنه داره میخواستم ببینم چه کار میکنه 😈
نشستم با تهیونگ فیلم دیدم که صحنه دار شد به قیافه تهیونگ نگاه کردم خمار بود فرار کردم این دفعه رفتم تو اتاق بابا در رو فقل کردم و خوابیدم
- ۸۲
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط