سرویس امنیتی دیمن پارت چهارم:
سرویس امنیتی دیمن پارت چهارم:
اونا ظرف رو به موزان دادن . یک هو جیغ موزان بلند شد
موزان:چرا این شیرینی ها سوخته هستن؟
کوکوشیبو(در ذهن)(مغازه ی شیرینی دادشم شهرت جهانی داره مگر میشه شیرینی هاش سوخته باشن؟)
ناگهان موزان کاغذی توی ظرف شیرینی دید
رو کاغذ نوشته بود:
موزان بی همه چیز چرا داداشمو اذیت می کنی به خاطر این شیرینی سوخته یه تو دادم.
موزان که هنگ کرده بود گفت:
آخه من کی تو رو اذیت کردم؟
کوکوشیبو:فکر کنم منظورش اون موقع بود که حقوقم رو نداده بودی
موزان:اون که مال ۳ ساله پیشه
.
.
.
.
خلاصه قرار شد فردا کوکوشیبو بره مغازه و برای خودش شیرینی بگیره
اونا ظرف رو به موزان دادن . یک هو جیغ موزان بلند شد
موزان:چرا این شیرینی ها سوخته هستن؟
کوکوشیبو(در ذهن)(مغازه ی شیرینی دادشم شهرت جهانی داره مگر میشه شیرینی هاش سوخته باشن؟)
ناگهان موزان کاغذی توی ظرف شیرینی دید
رو کاغذ نوشته بود:
موزان بی همه چیز چرا داداشمو اذیت می کنی به خاطر این شیرینی سوخته یه تو دادم.
موزان که هنگ کرده بود گفت:
آخه من کی تو رو اذیت کردم؟
کوکوشیبو:فکر کنم منظورش اون موقع بود که حقوقم رو نداده بودی
موزان:اون که مال ۳ ساله پیشه
.
.
.
.
خلاصه قرار شد فردا کوکوشیبو بره مغازه و برای خودش شیرینی بگیره
- ۴.۸k
- ۰۷ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط