{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد آن گلشن که گل هرچند می‌چیدم از آن

یاد آن گلشن که گل هرچند می‌چیدم از آن
وقت بیرون آمدن ، حسرت به دامن داشتم ...

#فضلی_گلپایگانی
دیدگاه ها (۱۴)

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

در باغی می خرامید آن آهوی رمیدهدامن کشان می رفت گل ها را چید...

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

نشسته‌ام در #انتهایِ زندگی... نه از رفتن می‌ترسم، نه از آمدن...

راستش شاید دیگه ازت دستت داره باشم ولی هر وقت گل آفتاب گردون...

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی:وقت رفتن استباز هم ه...

خاطراتِ تـو و دنیـای مـرا سوزاندند🌸 تا فراموش شود یادِ تو، ه...

از دستانت بپرس که چطوری به آنها با حسرت نگاه می کردم آن زمان...

💖امام علی (علیه السلام) : قلب زنگار می گیرد، و با #صلوات این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط