{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غصه مرا کشت...وقتی دیدم دست ب سینه ایستاده ای...من تمام ر

غصه مرا کشت...وقتی دیدم دست ب سینه ایستاده ای...من تمام راه را برای آغوشت دویده بودم...
دیدگاه ها (۱)

???

حقیقت دارد...کافی است چمدان هایت را ببندی تا حاضرشوند همه بر...

ی وقتایی هست ک تو دنیا حس میکنی وجودت برای "هیشکی"مهم نیست.....

آهای لیلی!!!ب قصه ی خودت برگرد...مجنون ب همه ی لیلی ها "محرم...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرادگر از دست کسی هم گله ای نی...

برای همہ ی دنیا دعا کنیدمثل پروردگار كه مهربانی اشبر همہ سای...

۱۸ آگوستوقتی تو را دیدم شروع کردم به دوست داشتن درد هایم شای...

خب باز برای بار nام نشستم شرلوک دیدمو باز به قسمت شیش رسیدم ...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط