{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا
دگر از دست کسی هم گله ای نیست مرا
بگذار بسوزم که در این سینه ی دلگیر
جز سوختن و ساختنم مرحله ای نیست مرا
دیدگاه ها (۲)

در نگاه خلق، از ديوانگان كم نيستم فكر زخمى دیگرم، دنبال مرهم...

ترسم این است که به تو هدیه کنم شعرم را و تو آن را به کسی؛ وا...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

تو را می‌خواهم،نه برای امروز و فردا؛تو را می‌خواهم برای تمام...

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

﷽#مولای‌من🥀با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب...

خب حالا بریم سراغ قسمت دوم آموزش 😍🧵تا اینجا که باهم پیش اومد...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

عاشقانه های شبنم

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

📚🎤 استاد عبدالجبار کاکایی 📃طرحي زدي كه رنگ جهانم تباه شدبگذا...

مهم نیست کجای این جهآن ایستاده ای همین که #مَن دستآن #طُ را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط