{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من، برکه‌ای آرام بودم

من، برکه‌ای آرام بودم
تو، کودکی بازیگوش.
یک سنگ پراندی، رفتی

یک عمر
آشفته شد خواب‌اَم
دیدگاه ها (۱)

با تو من            راز بسی گفتم و                          ...

دلتنگیلحظه ای رهایم نمی کندفقط از رنگی به رنگ دیگر در می آید...

شانه هایم البرز!دستهایم الوند!قلبم اما سنگریزه ی کوچکیست که ...

به بدرقه تو دست تکان دادم  تنهایی  به استقبال خودش تعبیر کرد...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

خیال یار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط