{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا یک بوسه مهمان کن ولی مخفی و پنهانی

مرا یک بوسه مهمان کن ولی مخفی و پنهانی
تو معنای سکوتم را عزیزم خوب می دانی

و بعد از این سکوتم حرف های تازه می روید
بسان صبح زیبا از پس شب های طولانی

اگر ایام زیبای بهار از شهر کوچیده
به پایان می رسد ای دل شب سرد زمستانی

شب یک آهسته تا گفتم عزیزم دوستت دارم
چه معصومانه ترسیدی ز سگهای خیابانی

به شهر من قناری را به جرم عشق می گیرند
کبوتر را به جرم پرزدن کردند زندانی

در این قحط محبت دوستی و عشق کمیاب است
یقین یک بار دیگر می رسد آن روز بارانی

فقط یک شاخه نیلوفر برایت ار
دیدگاه ها (۱)

مرا یک بوسه مهمان کن ولی مخفی وپنهانیتومعنای سکوتم را عزیزم ...

در امتداد خزان ، روزها زمستانیو در غیاب شما ، آفتاب زندانیجس...

جعفر درویشیان شاعر کرمانشاهی

باید رفتچه هوای خفه ای! چه فضای بسته ای! چه آدم های خسته ای!...

باید رفتچه هوای خفه ای! چه فضای بسته ای! چه آدم های خسته ای!...

پلک  بر هم زدی و شهر چراغانی شدماه ، دیوانه ی آن حالت عرفانی...

.اتوبوس بی حرکت، اتوبوس طولانیبوی گند پا و منی… تپه های انسا...

اتوبوس بی حرکت، اتوبوس طولانیبوی گند پا و منی... تپّه های ان...

زهرا روشن پور شاعر خرم‌آبادی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط