{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدانستم او آدمِ سختی‌هاست.

میدانستم او آدمِ سختی‌هاست.
او هم میدانست من آدمِ پریدن از ارتفاع‌ها،
بالارفتن از درختان، رفتن کفِ دریاها
و سفر کردنِ بدون برنامه ریزی‌هام.
من پراکنده و او منسجم.
پس تصمیم گرفتیم با هم باشیم.
از سختی رد شدن‌هاش با او،
دل به دریا زدن‌هاش با من.
دیدگاه ها (۲)

بوسیدمش دیگر هراس نداشتم جهان پایان یابد من از جهان سهمم را ...

امیدوارم روزایی وجود داشته باشه که چای مزه‌ی خیلی خوبی بده، ...

تو را در نوشته‌هایمتو را در نقاشی‌هایمتو را در ترانه‌هایمو ت...

بهت گفته بودملبخندت مورفینو هل میده تو رگای خسته‌ی من؟

P15روب کاناپه عمارت لم دادم بالاخره برنامه درسی سختی که بهم ...

MBTI تو اردو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط