{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P15

P15
روب کاناپه عمارت لم دادم بالاخره برنامه درسی سختی که بهم داده بود تموم شده بود اخیشششش
گوشیمو در آوردم و عکس کراشمو سرچ کردم اههههه دیمن سالتور ، جذاببببب . به صفحه گوشی لبخند زدم . تام اومد و با کتابی که دستش بود روی کاناپه ی روبه رویی نشست .
دوباره به صفحه گوشیم نگاه کردم . و لبخندی زدم .
تام : چیه که انقدر افعی منو جذب کرده
دیدم بالاسرمه صفحه ی گوشی رو اون وری کردم و گفتم
استلا : هیچی
تام : واقعا
استلا : آره
روم خیمه زد و دستامو با دستاش گرفت و خشن لباشو نزدیک گوشم آورد
تام : تکرار کن افعی یا به کار زشتت اعتراف کن
استلا : کاری نکردم
تام : عهه واقعا سرچ و لبخند زدن به پسر دیگه ای جلوی من یعنی چی
استلا : اگه اذیتم کنی درخاستتو رد میکنما
خنده ی بلندی کرد و گفت : چیو میخوای رد کنی تو مال منی جوجه
استلا :نکن جیغ میزنم
تام : من باید خط و نشون بکشم نه تو
استلا : خب باشه ول کن
تام : آفرین
براید بغلم کرد به سمت تلوزیون رفت و فیلمی گذاشت . روی پاش خوابیدم . دستشو روی بدنم گذاشت و نوازشش کرد . هه خدمتکار ها داشتن نگاهمون میکردن
تام : بیام اونجا کشتمتونا
و ۴ تاشون پریدن و رفتن
دستشو روی سینه هام گذاشت
استلا : چرا این کارو میکنی
تام : چیکار
اخم کردم
تام : نازه خب
فشارش داد
استلا : اییییی
با ناخونام رونشو فشار دادم
خندید و ولش کرد
تام : خوبه ؟
سری تکون دادم
تام : برتا ¹
استلا : کی
تام : خدمتکار شخصیت
استلا : آهااا اسمشو نمیدونستم
تام : آفرین
استلا : چی
تام : تنها چیزی که روش تمرکز میکنی من و درساته دختر خوب
سری تکون دادم لبخندی بهم زد هنوز حس خجالت داشتم دوست نداشتم دستشو مدادم بگذاره رو بدنم . دندونامو فشار دادم . اخمی کردم .
برتا : بله ارباب
تام : برای ملکه ات پتو بیار و بالشتشو
سرخ شدم . ملکه اش !
برتا پتومو آورد تام روم کشیدش . فیلمو زد عقب و دوباره دیدیم .
ردامو پوشیدم و به مدرسه تلپورت شدیم . بله کلاس پرفسور ریدل . نشستیم مشغول درس دادن شد .
استلا : تام کلاس تمومه پرفسور
تام : همه میتونید برید شما بمونید دوشیزه ریدل .
درعرض ۲ دقیقه کلاس خالی شد . تام درو بست وردی خوند و به سمتم اومد .

۳۰ تا
دیدگاه ها (۰)

فقط برای اینکه بدونید فعالیت میکنملایک های رمان تامم پر کنید...

ببخشید بچها یه چند روز مشکل داشتم و اینا اورثینکر ها درک میک...

P9جولیا : استلا بگووواستلا : ول کن اصلا چیز مهمی نیست جولیا ...

P10وسایل ویالون رو جمع کردم حوصلم سر رفته بود ولی بیرون رفتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط