『روانی عاشق』
『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟕
غذا اماده شد و پسرا شروع کردن به خوردن که میا گفت::
_عامم کارتون توی گروه چیه
^من رییسم
_. . .
+کار اصلیم اذیت کردن جیمینه ( با نیشخند)
*پررو 😒
+(خندید)
~منم که خوش قیافم دست پختمم حرف نداره 😏
_. . . (پشماش ریخته )
¢بچه ها جدی باشید...
جیمین هکر گروهه یعنی زود هک میکنه و رد یه ادمو زود پیدا میکنه
و کاراگاهیش حرف نداره
و تهیونگ رییس گروهه و زود تصمیم نهایی رو میگیره کارش تو گول زدن بقیه ی گروهام خیلی خوبه یعنی یه دقیقه ای خرشون میکنه
جونگکوکم که تا وقتی طرف حرف نزنه دست از سرش بر نمیداره
و کاری میکنه که طرف به گو//ه خوردن بیوفته
جیهوپ خیلی خوب رانندگی میکنه و راننده ی گروهه
و توی زمان کم هم ایده میده و تصمیم میگیره
شوگا تیر انداز گروهه خیلی تو تیر اندازی ماهره از چند کیلو متری هم طرفو میکشه
جین هم....
جونگکوک پرید وسط حرف نامجون و گفت::
+مامان گروه 😂
~جونگکوک خر مکه نگفتم دیگه این حرف مزخرف رو نزن چرا حرف تو کله ی تو نمیره بچهه هاا
*(داره جر میخوره )
¢بچه ها ادم باشید
نامجون به حرفش ادامه داد...
جین هم که پزشک و وقتی یه جایی تیر خورده باشه یا جایی زخم شده باشه سریع درمانش میکنه و اون بیشتر ازما مراقب میکنه ....
تهیونگ قابلیت نامجون رو گفت ::
^خود نامجونم
استراتژیست گروهه
_یعنی چی؟!
^یعنی کسی که برای عملیات نقشه میکشه و سریع برنامه ریزی میکنه...
_اها
=هوفف چقد قابلیت داریم ما 😅
+قابلیت من از همتون بهتره
*خفه شو تو بلدی بیست و چهار ساعت بشینی یه نفرو پیدا کنی
اگه من نبودم الان اون عوضی رفته بود
+ایشش
^هردوتون خفه شین کار من سخت از شما هاس فهمیدین
=حالا تو مگه چیکار میکنی
~من چی بگم که همش براتون اشپزی میکنم و زخماتونو میبندم
:/شماها بلدین از هزار متری ادمو بکشین
¢بس کنید دیوونه ها
اصلا شاید قابلیتی که میا پیدا کنه بهتر از ماها باشه
+(نیشخند زد و خندید )
*چرا میخندی
+چون اینکه هنوز نمیدونه چرا توی گروهه
^جونگکوک بس کن
+راست میگم الکی اومده توی گروه اخه اصلا ما دختر میخواستیم
چیکار؟؟
_«بغض کرد»
الان اگه تفنگ دست من بود به یه ثانیه نشده مرده رو میکشتم هنجرمو از سر راه نیووردم که
*بس کن ( از جاش بلند شد و دوتا دستاش رو محک زد روی میز و داد زد )
+(شوکه شد )
جیمین دست میا رو گرفت و از خونه ی جین رفتن بیرون
...
^جونگکوک تو واقعا فازت چیه
+همرو راست گفتم یعنی الانم به نظرتون رفتار جیمین عادی بود
¢جونگکوک درسته عادس نبود ولی نباید این حرفارو به میا میزدی چون از امروز معلوم بود چه کارهایی بلده
^نامجون راست میگه اون مثل یونگی سه تا تیر به مرد زد که دوتاش خورد وسط مغز اون عوضی
....
کل پسرا شوکه شده بودن...
....
پرش کنار میا و جیمین...
میا روی تخت نشسته بود و جیمین خوابیده بود میا که به جیمین گفت::
_جیمین
*هوم
_ببخشید
*برای چی
_ا.. خه توی گرو.. هتون اضا.. فی ام همش.. دردسر درست میکنم( با بغض )
جیمین چشماشو باز کرد بلند شد و میا رو...
......
ادامه دارد...
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟕
غذا اماده شد و پسرا شروع کردن به خوردن که میا گفت::
_عامم کارتون توی گروه چیه
^من رییسم
_. . .
+کار اصلیم اذیت کردن جیمینه ( با نیشخند)
*پررو 😒
+(خندید)
~منم که خوش قیافم دست پختمم حرف نداره 😏
_. . . (پشماش ریخته )
¢بچه ها جدی باشید...
جیمین هکر گروهه یعنی زود هک میکنه و رد یه ادمو زود پیدا میکنه
و کاراگاهیش حرف نداره
و تهیونگ رییس گروهه و زود تصمیم نهایی رو میگیره کارش تو گول زدن بقیه ی گروهام خیلی خوبه یعنی یه دقیقه ای خرشون میکنه
جونگکوکم که تا وقتی طرف حرف نزنه دست از سرش بر نمیداره
و کاری میکنه که طرف به گو//ه خوردن بیوفته
جیهوپ خیلی خوب رانندگی میکنه و راننده ی گروهه
و توی زمان کم هم ایده میده و تصمیم میگیره
شوگا تیر انداز گروهه خیلی تو تیر اندازی ماهره از چند کیلو متری هم طرفو میکشه
جین هم....
جونگکوک پرید وسط حرف نامجون و گفت::
+مامان گروه 😂
~جونگکوک خر مکه نگفتم دیگه این حرف مزخرف رو نزن چرا حرف تو کله ی تو نمیره بچهه هاا
*(داره جر میخوره )
¢بچه ها ادم باشید
نامجون به حرفش ادامه داد...
جین هم که پزشک و وقتی یه جایی تیر خورده باشه یا جایی زخم شده باشه سریع درمانش میکنه و اون بیشتر ازما مراقب میکنه ....
تهیونگ قابلیت نامجون رو گفت ::
^خود نامجونم
استراتژیست گروهه
_یعنی چی؟!
^یعنی کسی که برای عملیات نقشه میکشه و سریع برنامه ریزی میکنه...
_اها
=هوفف چقد قابلیت داریم ما 😅
+قابلیت من از همتون بهتره
*خفه شو تو بلدی بیست و چهار ساعت بشینی یه نفرو پیدا کنی
اگه من نبودم الان اون عوضی رفته بود
+ایشش
^هردوتون خفه شین کار من سخت از شما هاس فهمیدین
=حالا تو مگه چیکار میکنی
~من چی بگم که همش براتون اشپزی میکنم و زخماتونو میبندم
:/شماها بلدین از هزار متری ادمو بکشین
¢بس کنید دیوونه ها
اصلا شاید قابلیتی که میا پیدا کنه بهتر از ماها باشه
+(نیشخند زد و خندید )
*چرا میخندی
+چون اینکه هنوز نمیدونه چرا توی گروهه
^جونگکوک بس کن
+راست میگم الکی اومده توی گروه اخه اصلا ما دختر میخواستیم
چیکار؟؟
_«بغض کرد»
الان اگه تفنگ دست من بود به یه ثانیه نشده مرده رو میکشتم هنجرمو از سر راه نیووردم که
*بس کن ( از جاش بلند شد و دوتا دستاش رو محک زد روی میز و داد زد )
+(شوکه شد )
جیمین دست میا رو گرفت و از خونه ی جین رفتن بیرون
...
^جونگکوک تو واقعا فازت چیه
+همرو راست گفتم یعنی الانم به نظرتون رفتار جیمین عادی بود
¢جونگکوک درسته عادس نبود ولی نباید این حرفارو به میا میزدی چون از امروز معلوم بود چه کارهایی بلده
^نامجون راست میگه اون مثل یونگی سه تا تیر به مرد زد که دوتاش خورد وسط مغز اون عوضی
....
کل پسرا شوکه شده بودن...
....
پرش کنار میا و جیمین...
میا روی تخت نشسته بود و جیمین خوابیده بود میا که به جیمین گفت::
_جیمین
*هوم
_ببخشید
*برای چی
_ا.. خه توی گرو.. هتون اضا.. فی ام همش.. دردسر درست میکنم( با بغض )
جیمین چشماشو باز کرد بلند شد و میا رو...
......
ادامه دارد...
- ۷۰۱
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط