{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنچنان ذهن من از خواستنت سرشار است

آنچنان ذهن من از خواستنت سرشار است
که شب از یاد تو تا وقت سحر بیدار است

حیف از این قسمت و تقدیر که هر کار کنم
باز بین من و تو، فاصله معنا دار است

خودمانیم، تعارف که نداریم بگو
دست بردارم، اگر پای کسی در کار است

بی تو با یاد تو رویای قشنگی دارم
قسمت این است، دلم دولت خود مختار است

فرض کن دست مترسک به کلاغی نرسد
دستِ کم باعث دلگرمی شالیزار است

روزها یاد تو، شب یاد تو، در خواب خودت
سهمم از حادثه ی عشق، همین مقدار است..
دیدگاه ها (۱۰)

ناگزیر از سفرم، بی‌سر و سامان، چون «باد»به «گرفتارِ رهایی» ن...

این بار اگر آمدی اسپند بیاوریک عالمه احساس خوشایند بیاوروقتی...

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر ها...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده با...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط