دختر گفت شنیدم داری زدواج میکنی

.
.
دختر گفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟؟
مبارکه ؛ خوشحال شدم شنیدم.
پسر: ممنون ؛ ایشالله قسمت شما بشه.
دختر: میتونم برای آخرین بار ی چیزی ازت بخوام؟؟
پسر: چی میخوای؟
دختر: اگه ی روز صاحب ی دختر شدی میشه إسم منو رووش بذاری؟
پسر: چرا؟ میخوای هروقت نگاش میکنم یا صداش میکنم درد بکشم؟؟
دختر: نه ؛ آخه دخترآ عاشق باباهاشون میشن. میخوام بفهمی که چقد عاشقت بودم . . . . .
سلامتی عشق اول زندگیت که نه میتونی بهش زنگ بزنی ؛
نه میتونی بهش فکر نکنی ؛
به سلامتی لبخندی که کمکت میکنه تا برای همه توضیح ندی که حالت داغووووونه . . . . .
دیدگاه ها ()

میدونی من کیم؟؟؟نه؟؟؟پس بزار برات بگم من کیم: من اونیم ک دور...

خســـــتم...خستـــــم از خــــــــــودم...از خـــــودم ڪہ فق...

ﻫﯽ ﺩﺧﺘﺮﺑﯿﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺭﺍﺯﯼ ﺭﺍ ﺏ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ.ﻫﯿﺲ ﻧﺘﺮﺱ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑ...

چقدرمن به خودم دروغ میگویم...چراکه احساسات درونم رابه دروغ ب...

ایزتسو ب این بدبختیپارت ۳بعد از هفت روز تمرین کردن توی اب سر...

[سناریو شماره ی ۵]نام: غیر منطقیپارت ۱*با کت بلندش که تا زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط