{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریای نگاهت آرام بود

دریای نگاهت آرام بود

جذب موج های مهربانیت شدم...

نمی دانستم

در پس آنهمه آرامش

طوفانی نهفته

خشمگین

چنان در هم کوبید

احساسم را

غرق شدم...

خسته

شکسته

غمگین

ببین چطور

بازیچه ی جزر و مد احساست شدم
دیدگاه ها (۲)

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

دریای نگاهت آرام بود جذب موج های مه...

دریای نگاهت آرام بود جذب موج های مه...

دریای نگـــاهت آرام بود. . . جـــذب موج هـــای مهربانیــــ...

خسته / شکسته / غمگین / ببین چطور ...!!! بازیچه ی جذر و مد اح...

دریای نگاهت آرام بود جذب موج های مهربانیت شدمنمی دانستم در پ...

میروم دریا شوم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم درخودم، درخود بمی...

می‌روم دریا شوَم تا سر بکوبم روی سنگغرق گردم درخودم، درخود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط