{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب دو دلداده در آن کوچه ی تنگ

شب دو دلداده در آن کوچه ی تنگ

مانده در ظلمت دهلیز خموش

اختران دوخته بر منظره چشم

ماه بر بام سراپا شده گوش
دیدگاه ها (۱)

روز به تو رسیدن روز طلوع من بود تکرار یک دوباره با تو یکی شد...

اگربار گران بودیمو رفتیم که رفتیم که رفتیم که رفتیم اگه نامه...

شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگم شبی از زندگی سیر...

دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دف...

مادرم نیست

از دشمنان تا عاشقان

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

زنگ بیدار باش، برای خیلی‌ها صدای بلند «سلام صبح بخیر» و بعدت...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط