{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوپی: من توی گروه سریع تر از بقیه دنس ها رو یاد میگیرم...

هوپی: من توی گروه سریع تر از بقیه دنس ها رو یاد میگیرم...نمیدونم شایدم من اینطور فک میکنم
ات: توی خونه ی جین هیونگ و شوگا هیونگ داشتیم دنس هاتونو میدیدیم و کنسرت هاتونو...خیلی قشنگ بود اصلا عالی
هوپی: تا حال دنس رو امتحان کردی
ات: راستش من خیلی به چالش های تیک تاک علاقه دارم و اینکه شاید یکم سخت تر
تمرین کنم بتونم خودمو به شما و بقیه برسونم
هوپی: طرز فکرتو دوست دارم
ات بلند شد و با هوپی میز رو جمع کرد
هوپی: ات حاضر شو بریم اتاق دنس
ات: الان
هوپی: اره برو زود باش
خلاصه هوپی و ات رفتن اتاق دنس و دنس ها رو با هم تمرین کردن
ات: دستامو انقد باید بالا بگیرم؟میشه کمکم کنی؟
هوپی نزدیک میشه و طرز ایستادن ات رو درست میکنه
ویو ات
وقتی هوپی نزدیکم شد لرزیدم شای این نشانه ی....
هوپی: اتت...ات...
ات: بله.. ببخشید توی فکر بودم
هوپی: دستاتو باید اینطوری بگیری و اینکه یه بار تمرین کن بار دیگه با موزیک تمرین میکنیم
ات: چشم
خلاصه ات و هوپی تمرین کردن
شب بود برگشتن خونه
ات: ممنونم برای امروز
هوپی: خواهش میکنم...ات خیلی خوشحالم وقتی میبینم تمام تلاشتو میکنی
گوشی هوپی زنگ خورد
هوپی: یه لحظه...بابد جواب بدم...مامانمه
ات: باشه
ویو ات
چقدر خوب میشد مامانم اینجا بود میدید چقدر دارم سخت تلاش میکنم
هییی مامانی...
رفتم نگاهی به گوشی انداختم و دیدم بابام چند بار زنگ زده بعد از یکی دو روز چند بار زنگ زده بعد از یکی دو روز
بهش زنگ زدم
قطع کرد
ات: چرا قطع میکنی اخه؟
رفتم روی پله اول نشستم و دوباره زنگ زدم
گوشی: مشترک گرامی بعد از شنیدن صدای بوق پیام خود را بگذارید
ات: بابا متاسفم وقتی زنگ زدی ندیدم ،هر وقت پیاممو دیدی به من زنگ بزن
هوپی: ات...ات
ات: اینجام
هوپی: چیزی شده
دیدگاه ها (۰)

ات: ن.نه بابام زنگ زده بود چند بار هوپی: میخوای به اقای ژان...

دینگ دینگ هوپی: اوردن ات: ؟هوپی : بیا بریم غذا بخوریم ات: با...

هوپی: رسیدیم...این شما و اینم از خونه ی مننن ات: وایییی هوپی...

دینگ دینگ شوگا: اومدن دنبالت ات: الان نوبت کیه ش: هوپی ات: ...

بچها اگر میخواید دنس رو خوب یاد بگیرید از رویه اینه تمرین کن...

جونکوک پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط