داستاناموزنده
🌹#داستان_آموزنده🌹
مرحوم #آیت_الله_محمدتقی_آملی نقل میکردند : «در #خواب دیدم #دشمن به من حمله کرد و من با آن دشمن درگیر و گلاویز شدم.
آن دشمن مرا رها نمیکرد و من برای اینکه از #شرّ او #نجات پیدا کنم هیچ چاره ای نداشتم جز آنکه دست او را به شدت #گاز بگیرم تا مرا رها کند.
در همان حال از خواب بیدار شدم و دیدم دستم در دهان خودم است و به شدت دستم را گاز گرفته ام!
«به من فهماندند که دشمن تو کسی جز خودت نیست؛ از خودت نجات پیدا کن!»
مرحوم #آیت_الله_محمدتقی_آملی نقل میکردند : «در #خواب دیدم #دشمن به من حمله کرد و من با آن دشمن درگیر و گلاویز شدم.
آن دشمن مرا رها نمیکرد و من برای اینکه از #شرّ او #نجات پیدا کنم هیچ چاره ای نداشتم جز آنکه دست او را به شدت #گاز بگیرم تا مرا رها کند.
در همان حال از خواب بیدار شدم و دیدم دستم در دهان خودم است و به شدت دستم را گاز گرفته ام!
«به من فهماندند که دشمن تو کسی جز خودت نیست؛ از خودت نجات پیدا کن!»
- ۱.۰k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط