🌹#داستان_آموزنده🌹

🌹#داستان_آموزنده🌹

مرحوم #آیت_الله_محمدتقی_آملی نقل می‌کردند : «در #خواب دیدم #دشمن به من حمله کرد و من با آن دشمن درگیر و گلاویز شدم.
آن دشمن مرا رها نمی‌کرد و من برای اینکه از #شرّ او #نجات پیدا کنم هیچ چاره ای نداشتم جز آنکه دست او را به شدت #گاز بگیرم تا مرا رها کند.
در همان حال از خواب بیدار شدم و دیدم دستم در دهان خودم است و به شدت دستم را گاز گرفته ام!
«به من فهماندند که دشمن تو کسی جز خودت نیست؛ از خودت نجات پیدا کن!»
دیدگاه ها (۰)

﷽🔴یکی از دوستان تعریف کرد:خواب دیدم زمینی حمله کردن تو خیابا...

🎀🩷 پارت ۲۳ — ویو تهیونگ 🩷🎀از خواب که بیدار شدم، سرم به‌شدت د...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

جنگل نفرین شده پارت ۱۷

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۹ *مروارید*یه روح ، در حال رقصیدن ...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

رمان عشق ممنوع

Dark hearth

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط