{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان شماره ۷ پارت ۱۲

رمان شماره ۷ پارت ۱۲

ویو آوا
رفتم پیش دخترا
بکی : سلاااااااااااام آوا جونم
آنیا : سلام خواهری دلم برات تنگ شده بود
آنیکا : سلام آوا جونممممممم میبینم بدبخت شدی نام زد دار شدی
آوا سلااااااااام نخیرا هیچم بدبخت نشدم چون نام زدم کسیه که دوسش دارم
بکی : واییییییییییییییییییییی واقعا این کسی که دل آوای مارو برده کیه وایییییییی حالا عرسیتون کیه
آوا : بکی داری زیاده روی می‌کنی و بعد میفهمین
بکی : باشه بابا راستی شنیدم یک پسر از کلاس 11/۲ میاد کلاس ما میگن همه دخترا روش کراشن
آوا : آره منم شنیدم وایییییییی امیدوارم از من خوشش نیاد که دنیل دیوانه شه
آنیا : امیدوارم ولی ما که هنوز اون رو نمی‌شناسیم شاید اصلا شد دوستمون
آنیکا : آره موافقم

زینگ زینگ زنگ کلاس

بکی : بچه ها بدوین بیاین بریم کلاس
همه : باشه
سر کلاس
ویو آوا
روی نیمکتم تنها نشسته بودم تا دنیل بیاد که دنیل اومد پیشمو گفت : عزیزم میگم ه پسر می‌خواد بیاد توی کلاس و که منو نمی‌فروشی چون گفتن از دامیانم جذاب‌ تره

آوا : عزیزم این چه حرفیه تو از هرکی تو دنیا جذاب‌ تری اینو دیگه نگیا

که
معلم آمد
معلم : سلام بچه‌ها شما یه دانش آموز جدید تو کلاس دارید
بچه‌ها آوا کنار دنیل نشسته آنیا و آنیکا هم کنار هم نشستن ولی بکی تنها
معلم : پسرم بیا داخل
پسر به اسم کوین: سلام من کوین کالفادور هستم
بچه‌ها فکر کنید کوین موهای نارنجی داره و پسرشم موهاش نارنجیه
معلم : خوب عزیزم یه لحظه بیا
بکی : (میز جلوی آنیا می‌شینه و آوا دنیل هم پشت سر اون‌ها) بکی رو به آنیا آنیااااااااااااا فکر کنم عاشق شدم
آنیا : چیییییییییییییی عاشق کی کوین
بکی : آره
آنیکا : واقعاً حالا یکی به بکی کمک کنه بکی جان خودت معلم مایی
آنیا : 🤣🤣🤣🤣 رو به آوا و براش توضیح میده

معلم به همراه کوین وارد کلاس می‌شوند
معلم : کوین جان کنار بکی بشین
کوین : چشم
کوین میره و کنار بکی می‌شینه
کوین : سلام من کوین هستم شما
بکی در هال قرمز شدن: بکی بکی بلک بل
کوین : خوشبختم
بکی : منم همینطور

کوین در ذهنش : فکر کنم عاشق شدم عاشق بکی

آنیا ذهنش رو می‌خونه : روبه آنیکا : آنیکا کوین هم بکی رو دوست داره
آنیکا : واقعا
آنیا : آره ذهنشو خوندم
انیا رو به آوا: آوا کوین هم بکی و دوست داره
آوا : واقعا اینکه عالیه
آنیکا: آره
دنیل : نظرتونه من زنگ تفریح با کوین دوست شم و بیارمش بین خودمون تا بتونه به بکی بگه حسشو
آنیا آنیکا آوا : آره
دنیل : اوکی به دامیان بچه‌ها هم میگم

بچه‌ها میگم داخل پارت قبل گفتم که کوین با دنیل دوسته ولی تازه همو دیدن الان اونو نادیده بگیرین










خوب فکر می‌کنم دیگه زیادی نوشتم ۳ صفحه از دفترچمو نوشتم خوب فعلاً بای تا فردا
دیدگاه ها (۰)

رمان شماره هفت پارت ۱۱البته ناگفته نماند که آوا هم همراهی کر...

شماره هفت پارت نمی‌دونم فکرنم ۱۰ دنیل آوا : چشم داناوان رفت ...

سلام بچه ها این چند عکس که می‌بینید عکس بچه های دامیان دمتری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط