شماره هفت پارت نمیدونم فکرنم ۱۰
شماره هفت پارت نمیدونم فکرنم ۱۰
دنیل آوا : چشم
داناوان رفت
دنیل : آوا بیا بریم تو اتاق من
آوا : باشه
ویو اتاق دنیل
دنیل : آوا دوسم داری
آوا : نه
یکم مکث
عاشقتممممممممممممممم
دنیل وقتی شنید گفت نه قلبش شکست داخل شک بود ولی عاشقم رو که شنید از خوش حالی داشت بال در میآورد
آوا : تو چطور
دنیل : من بیشتر عاشقتممممم
عزیزم
آوا : جان الان به من گفتی عزیزم
دنیل: خب آره چون هم دوست دارم هم عزیز منی دیگه
آوا : باشه عزیزم ❤️❤️❤️
در زده شد
خدمتکار دنیل کاری
کاری : ارباب دنیل وسایل خانم رو آوردن بیاید بگید کدوم به کدوم است
دنیل : او الان میایم
آوا عزیزم بریم
آوا : بریم عزیزم
در اتاق آوا
آوا : دنیل میگی برن بیرون
خودم میخوام اتاقم رو درست کنم
دنیل : چشم بانوی من
دنیل : همه بیرن
کاری : ارباب ما که نه چیدیم
دنیل : خودمون می چینیم
کاری : چشم
و رفتند
دنیل سو استفاده کرد و آوا را چسبوند به دیوار و بوسیدش
دنیل آوا : چشم
داناوان رفت
دنیل : آوا بیا بریم تو اتاق من
آوا : باشه
ویو اتاق دنیل
دنیل : آوا دوسم داری
آوا : نه
یکم مکث
عاشقتممممممممممممممم
دنیل وقتی شنید گفت نه قلبش شکست داخل شک بود ولی عاشقم رو که شنید از خوش حالی داشت بال در میآورد
آوا : تو چطور
دنیل : من بیشتر عاشقتممممم
عزیزم
آوا : جان الان به من گفتی عزیزم
دنیل: خب آره چون هم دوست دارم هم عزیز منی دیگه
آوا : باشه عزیزم ❤️❤️❤️
در زده شد
خدمتکار دنیل کاری
کاری : ارباب دنیل وسایل خانم رو آوردن بیاید بگید کدوم به کدوم است
دنیل : او الان میایم
آوا عزیزم بریم
آوا : بریم عزیزم
در اتاق آوا
آوا : دنیل میگی برن بیرون
خودم میخوام اتاقم رو درست کنم
دنیل : چشم بانوی من
دنیل : همه بیرن
کاری : ارباب ما که نه چیدیم
دنیل : خودمون می چینیم
کاری : چشم
و رفتند
دنیل سو استفاده کرد و آوا را چسبوند به دیوار و بوسیدش
- ۱۶۹
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط