{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچ‌کدام از ما، «یک نفر» نیستیم. ما موزه‌ای متحرک از تمام

هیچ‌کدام از ما، «یک نفر» نیستیم. ما موزه‌ای متحرک از تمام کسانی هستیم که زمانی از جغرافیای روحمان عبور کرده‌اند. آدم‌ها می‌آیند، اندکی می‌مانند و وقتی می‌روند، ردِّ پایشان را نه روی زمین، که در هزارتویِ شخصیت ما جا می‌گذارند.

هر برخورد، یک مبادله‌ی پنهانی است؛ ما ناخودآگاه لحنِ خندیدن را از یکی، و طرزِ نگاه به افق را از دیگری وام می‌گیریم. یکی با رفتنش به ما «صبر» می‌آموزد و دیگری با بودنش، «جسارت» را در رگ‌هایمان تزریق می‌کند. ما به تنهایی ناتمامیم؛ هویت ما، لباسی است که از پارچه‌های خاطراتِ دیگران دوخته شده است.

**«ما چهل‌تکه‌ای از تمامِ آدم‌هایی هستیم که زمانی دوستشان داشته‌ایم. هر رفتنی، زخمی نیست؛ گاهی یک نفر می‌رود، اما منظره‌ی نگاهش تا ابد پشتِ پلک‌های ما باقی می‌ماند.»**

حقیقت این است که هیچ‌کس به طور کامل نمی‌رود. آدم‌ها در کلماتی که به کار می‌بریم، در موسیقی‌هایی که گوش می‌دهیم و در استعاره‌هایی که برای توصیف زندگی می‌سازیم، تکثیر می‌شوند. ما مجموعه‌ای از «اثرِ انگشت‌هایی» هستیم که عشق و دوستی بر قلبمان به یادگار گذاشته است.
دیدگاه ها (۰)

کلمات، گاهی شبیه به مِه هستند؛ به جای آنکه مسیر را نشان دهند...

زمان، دیکتاتوری است که با دو شلاقِ «حسرت» و «اضطراب»، ما را ...

ما معمارانِ دیوارهایی هستیم که بین «آنچه هستیم» و «آنچه می‌خ...

آدم‌ها تا زمانی کنارمان می‌مانند که ظرفیتِ درکِ ارتعاشاتِ وج...

چرا امام گفتند«حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر(...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط