{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منتظر بودم که بگشاید بر رویم آسمانِ تار دیدگان صبح سیمین

منتظر بودم که بگشاید بر رویم آسمانِ تار دیدگان صبح سیمین را تا بنوشم از لب خورشیدِ نورافشان شهدِ سوزانِ هزاران بوسه ی تبدار و شیرین را...
دیدگاه ها (۳)

آنکه خواب خوشم ازدیده ربودست تویی وآن که یک بوسه ازآن لب نرب...

باید سبک سنگین کرد... باید کلماتِ رد و بدل شده در رابطه را ه...

تو سراسر پاکی را از دست‌های خود جاری کن تا اندیشهٔ کهکشان بی...

هِزار و یک شَب خیال بافتم ، از تویی که یک شَب نداشتمَت ...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۴(ویو لنا)=کمی وزنم بیشتر ش...

ترس شیرین. pt 23هانا با متوجه شدن حقیقت چشمام گرد شد ،یعن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط