khan

#khan
حکایت ما آدم ها …
حکایت کفشاییه که …
اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …
هر چقدر شیک باشند …
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند …
دیدگاه ها (۱)

#khanنه چندان نرمی کن که بر تو دلیر شوندنه چندان درشتی که از...

#عکس_نوشته

#khanخدا نکند که کسی را در آغوش داشته باشی.. کسی دیگر را زیر...

#khanچه حرف ها که درونم نگفته می ماند...خوشا به حال شماها که...

یه حوض گرد قشنگ آبی رنگ وسط حیاط داشتیم که از هر فرصتی استفا...

جرعه ای خاطره.:تابستان سال ۱۳۵۱ شایدم ۵۲ مثل همین تابستون اخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط