{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش حرف پشت سرم این شود حسین...

ای کاش حرف پشت سرم این شود حسین...

این هم جوان سینه زنی بود و پیر شد...

عادت نداشت بی تو شبی را سحر کند...

آنقدر گریه کرد که مویش سفید شد..

#شیعه
#محرم
#لبیک_یاحسین
#ارباب
#نوکر
#اشک.
دیدگاه ها (۱)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

Part ³

چند پارتی (درخواستی)

قسمت ۸(بخش دو)

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

پارت ۸

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

معامله p22مأمور با عصبانیت به در خیره شد.«این در ضدگلوله‌ست....

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐞𝐦𝐲'𝐬 𝐇𝐨𝐬𝐭𝐚𝐠𝐞𝐩𝐚𝐫𝐭: ²ویو اتچند ساعت گذشته بود...ولی من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط