{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این‌جا او دستِ درد بر سر‌ش می‌کشد؛

در این‌جا او دستِ درد بر سر‌ش می‌کشد؛

در آن‌جا گر دانه‌ای شن در گلوی چشمه‌ای گیر کند

در این‌جا شعرِ او سرفه‌ای می‌کند و دستی به گلو می‌گیرد




شیرکوبی کس

#کورد
#کوردستان
#فرهنگ
#تمدن
#اصالت
دیدگاه ها (۳۷)

ترازِ درد | پایانِ مماشات«این سرفه نیست؛ فریادِ شکستنِ استخو...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

«شلیکِ نهاییِ بهرام محمدی؛ ترازویِ عدلِ علوی بر گلویِ مفسدان...

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

دوای دردِ من،نه قرص است، نه زمان،نه فراموشی…دوای دردِ من شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط