{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشتِ تو هم ای عشق فراموشی بود

سرنوشتِ تو هم ای عشق فراموشی بود
حک نمی کرد اگر نام تو را تیشه ی ما

می خرامد غزلی تازه در اندیشه ی ما
شاید آهوی تو رد می شود از بیشه ی ما

دانه ی سرخ اناریم و نگه داشته اند
دلِ چون سنگ تو را در دلِ چون شیشه ی ما

اگر از کشته ی خود نام و نشان می پرسی
عاشقی شیوه ی ما بود و جنون پیشه ی ما

سرنوشت تو هم ای عشق فراموشی بود
حک نمی کرد اگر نام تو را تیشه ی ما

ما دو سرویم در آغوش هم افتاده به خاک
چشم بگشا که گره خورده به هم ریشه ی ما...
دیدگاه ها (۲)

دست خودش نیست ، جمعه عطر نبودن داردبه سان دختری با موهای باف...

مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست گله ها از دل خود دارم و تقص...

روزها بدجنس شده‌ اند !از شنبه‌ اش بگیر تا پنج‌ شنبهدلتنگی‌ ه...

اگر بُتی از خدا وجود داشته باشد، آن بت، عشق استاما آن بت در ...

عاشقانه های شبنم

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

کنار سنگ سردی می نشینم که هیچ #نامی روی آن ننوشته اند؛ هیچ چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط