#تکپارتی
#تکپارتی
ویو ات:
ماه دیگه با جونگکوک قراره همخوانی جذاب و س﷼سکی داشته باشم با رقص س﷼سکی الان داریم تمرین میکنیم و من باید باص﷼نمو بچسبونم ب دی﷼.کش و جونگکوک ی ض﷼ربه هم به ک.و﷼.نم بزنه
داشتیم میرق﷼صیدیم ک به همون لحظه رسیدیم و جونگکوک گفت
جونگکوک: من یکم خجالت میکشم !
ات: منممممممم!
آروم خم شدمو جونگکوک فاق﷼شو چ﷼سبود به ک﷼و.نم و استایل تلم﷼.به گرفتیم و بعدش دوتامون از خنده پاره شدیم
جونگکوک: خیلی خنده دارهههه
ات: خیلی!
تقریبا دو هفته داشتیم این رق﷼صو تمرین میکردیم و امروز هم طبق معمول داشتیم اینکارو میکردیم و تمرین میکردیم که یهو افتادیم روی هم و ل﷼ب جونگکوک رو غیر ارادی بوس﷼یدم و علش دادم عقب
ات: واه! ببخشید!
جونگکوک: اشکال ندارد بابا !بلاخره من تورو دوست دارم این عع یعنی چیز .....یعنی.....چیز
ات: منم دوستت دارم!( با خجالت)
جونگکوک:واقعا؟
ات: آره!
جونگکوک: یعنی الان میتونم ببو﷼سمت؟
ات: آره!
جونگکوک دوید سمتم و مح﷼کم منو بو﷼سید و لب﷼امو خ﷼یس کرد و ک﷼بود شدم
جونگکوک: دوستت دارم ، خوشمزه من
ات: چرا اینقدر مهربونی؟
جونگکوک: چون عاش﷼قتممم
ات: منمممم
جونگکوک ات رو ب﷼لند کرد و توی هوا چرخوند و ات هم خندید و ج﷼یغ کشید ،بعد دو هفته آماده اجرا روی سن شدن و آخر اجرا هم هم﷼دیگرو بو﷼سیدن و جونگکوک گفت
جونگکوک: آرمی ها! الان رسما اعلام میکنم که توی راب﷼طه هستم! عا﷼شق شدم!
صدای ج﷼یغ و دست و شادی کل کنس﷼رتو پر کرد، و بعد اون شب ات و جونگکوک سریعا از﷼دواج کردن و بعد دو روز ات حا﷼مله شد و الان بعد ۷ سال 1 دختر دارن و 1پسر
جئون اریکا از ویسگون
ویو ات:
ماه دیگه با جونگکوک قراره همخوانی جذاب و س﷼سکی داشته باشم با رقص س﷼سکی الان داریم تمرین میکنیم و من باید باص﷼نمو بچسبونم ب دی﷼.کش و جونگکوک ی ض﷼ربه هم به ک.و﷼.نم بزنه
داشتیم میرق﷼صیدیم ک به همون لحظه رسیدیم و جونگکوک گفت
جونگکوک: من یکم خجالت میکشم !
ات: منممممممم!
آروم خم شدمو جونگکوک فاق﷼شو چ﷼سبود به ک﷼و.نم و استایل تلم﷼.به گرفتیم و بعدش دوتامون از خنده پاره شدیم
جونگکوک: خیلی خنده دارهههه
ات: خیلی!
تقریبا دو هفته داشتیم این رق﷼صو تمرین میکردیم و امروز هم طبق معمول داشتیم اینکارو میکردیم و تمرین میکردیم که یهو افتادیم روی هم و ل﷼ب جونگکوک رو غیر ارادی بوس﷼یدم و علش دادم عقب
ات: واه! ببخشید!
جونگکوک: اشکال ندارد بابا !بلاخره من تورو دوست دارم این عع یعنی چیز .....یعنی.....چیز
ات: منم دوستت دارم!( با خجالت)
جونگکوک:واقعا؟
ات: آره!
جونگکوک: یعنی الان میتونم ببو﷼سمت؟
ات: آره!
جونگکوک دوید سمتم و مح﷼کم منو بو﷼سید و لب﷼امو خ﷼یس کرد و ک﷼بود شدم
جونگکوک: دوستت دارم ، خوشمزه من
ات: چرا اینقدر مهربونی؟
جونگکوک: چون عاش﷼قتممم
ات: منمممم
جونگکوک ات رو ب﷼لند کرد و توی هوا چرخوند و ات هم خندید و ج﷼یغ کشید ،بعد دو هفته آماده اجرا روی سن شدن و آخر اجرا هم هم﷼دیگرو بو﷼سیدن و جونگکوک گفت
جونگکوک: آرمی ها! الان رسما اعلام میکنم که توی راب﷼طه هستم! عا﷼شق شدم!
صدای ج﷼یغ و دست و شادی کل کنس﷼رتو پر کرد، و بعد اون شب ات و جونگکوک سریعا از﷼دواج کردن و بعد دو روز ات حا﷼مله شد و الان بعد ۷ سال 1 دختر دارن و 1پسر
جئون اریکا از ویسگون
- ۳۰۸
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط