{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیکشن هزبین هتل TVDeer

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت دوم:

* واکس و ولنتینو (طبق معمول) تو اتاقشون کنار هم خوابن که واکس از جا میپره..

- هوف.. فقط خواب دیدم.. و-ولی.. اگه اون روز ول پیدام نمیکرد چه بلایی سرم میومد؟

* به ولنتینو نگاه میکنه که هنوز خوابه.. ازجاش بلند میشه و میره سمت بالکن تا حال و هواش عوض شه..

+ حالت خوبه عزیزم؟

* ولنتینو پشت سر واکس ظاهر میشه و واکس برنمیگرده، فقط به روبروش و سکوت عجیب پنتاگرام سیتی نگاه میکنه..

- مطمئن نیستم..
+ بازم همون خواب؟
- همون خواب..
+ اما جای نگرانی نیست، همه چیز تموم شده، الان اوضاع فرق کرده، تو من و ولوتو داری..
- خودم اینو میدونم ول، اما با وجود این همه قدرت و شهرتی که دارم هنوزم تو وجودم یه خلا حس میکنم..

* ولنتینو با نگرانی نگاهش میکنه..

- یه چاله عمیق که مدت زیادیه، هنوز پر نشده..

* چند لحظه در سکوت میگذره..

- اصلا ولش کن.. نمیخوام زیاد بهش فکر کنم، کار درست همینه..
+ قطعا عزیزم :)

* بعد یه مدت هردو دوباره برمیگردن و ولنتینو فورا خوابش میبره، اما فکر واکس درگیره.. درگیر اینکه اگه میتونست گذشته رو تغییر بده همه چیز فرق میکرد.. و شاید انقدر احساس کمبود و پشیمونی نمیکرد..



سبک نوشتارمو ترکیبی زدم حالشو ببرید، یاح..😃🤝
از این طولانی ترم نمینویسم چون دردسر میشه..🌚✨
* در حال نوشتن پارت سوم، خوشملا نظر بدین..
* برای پارت بعدی نقاشیم میکشم، الان دفتر دم دست نیست..

★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۱۳)

یكی از اینا قراره کاور فیکشن تی‌وی‌دیرم باشه..(احتمالا سومی ...

کانال روبیکامون برای دانلود بازی و انیمیشن ها..

قراره حوصلت حسابی سر بره برادر..

چرا اینکه زیاد رفتم اکسپلور حس خوبی نداره..🌚حس میکنم یه چیزی...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت سوم:* شب میگذره و صبح رو...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت دوازدهم:بعد از گذشت چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط