{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای خجل از روی خوبت آفتاب

ای خجل از روی خوبت آفتاب
روز من بی تو شبی بی‌ماهتاب

آفتاب از دیدن رخسار تو
آنچنان خیره که چشم از آفتاب

چون مرا در هجر تو شب خواب نیست
روز وصلت چون توان دیدن به خواب

بر سر کوی تو سودا می‌پزم
با دل پر آتش و چشم پر آب

عقل را با عشق تو در سر جنون
صبر را از دست تو پا در رکاب

خون چکان بر آتش سودای تو
آن دل بریان من همچون کباب

در سخن ز آن لب همی بارد شکر
در عرق ز آن رو همی ریزد گلاب

چشم مخمورت که ما را مست کرد
توبهٔ خلقی شکسته چون شراب

از هوایی کید از خاک درت
آنچنان جوشد دلم کز آتش آب

جز تو از خوبان عالم کس نداشت
سرو در پیراهن و مه در نقاب

بی خطاگر خون من ریزی رواست
ای خطای تو به نزد ما صواب

تو طبیب عاشقان باشی، چرا
من دهم پیوسته سعدی را جواب

سیف فرغانی چو دیدی روی دوست
گر به شمشیرت زند رو برمتاب


سیف فرغانی
دیدگاه ها (۲۲)

همچو من وصل تو را هیچ سزاواری هست؟یا چو من هجر تو را هیچ گرف...

ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوزعشق تو چون آتش و فراق تو جان سوزش...

ای پستهٔ دهانت شیرین و انگبین لبمن تلخ کام مانده در حسرت چنی...

تو را من دوست می‌دارم چو بلبل مر گلستان رامرا دشمن چرا داری ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد به سوی...

💎تقویت بینایی در طب اسلامی💎🟢 راههای تقویت چشم در احادیث:👁شست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط