{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت خیلی میترسم ؛

گفت خیلی میترسم ؛

گفتم چرا ؟

گفت چون از ته دل خوشحالم . . .

این جور خوشحالی ترسناکه . . .

پرسیدم آخه چرا ؟

جواب داد:

وقتی آدم این جور خوشحال باشه


سرنوشت آماده ست چیزی رو از آدم بگیره!
دیدگاه ها (۳)

خواستم چند روزی نباشم....تاشاید کسی حس کند نبودنم را....تا ک...

پر از اشکم , ولی میخندم . . . بـه قول فروغ کـه میگفت : شهامت...

اگه شما از این رفیق شش‌دانگ‌ها دارین، خیلی قدرش رو بدونین… 🤍...

شاهزاده دوست داشتنی من

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

تولدت مبارک نامجون 💜حرف‌هات همیشه برای من بیشتر از چندتا جمل...

P⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

park Ruby

پارت 3 🍷: عزیز ترین دشمن من: 🍷ویو جیمین: کلاس های زیادی رو ر...

𝓡𝖺𝗈𝗇‌‌‌ ‌ 𐨃𐨎ִ‌ᦾ 𝖯𝗈𝗌𝗍رین قشنگم داداش کوچیکه‌ی کـ//صخل تر از ...

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط