{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁷⁷

اینبار جیمین بود که سعی داشت با وجود درد کشنده ای که داشت جکسونو بالا بکشه و با خودش ببردش که ماشینی به سمتشون اومد و جلوشون ترمز کرد‌ : فاک به هردوتون بجنبید
با دیدن استفان که به شکل غیر قابل باوری یکی از ماشینای مامورای پایگاهو کش رفته بود و جلوشون ایستاده بود نور امیدی توی دل هر دو روشن شد و جسمشونو به داخل ماشین کشیدن و درو بستن که صدای تیرایی ک به بدن ماشین و دورو برشون میخورد اعصابشونو از چیزی که بود بیشتر به هم ریخت
جکسون تیکه ای از پیراهن تنشو ک توی اون سرما رسما بی کاربرد بود پاره کرد و زخمشو باهاش بست که استفان دوتا تفنگ به
سمتشون گرفت : تنها راه نجاتمون همکاریه و اینکه فقط به فکر فرار نباشیم ، هرکس سمتتون شلیک کرد بهش شلیک کنید وگرنه هر سه تامون توی همین برفا چال میشیم
جیمین : ماشین و اسلحه رو از کجا آوردی بزمجه؟
استفان : اطلاعات توی دنیای امروز از . جون مهمتر باشه؛ شاید من رمز گاراژ و انبار اسلحه رو فهمیده باشم و خب از اطلاعاتم استفاده کرده باشم کی میدونه
جیمین : تو یه عوضی به تمام معنایی استفان
با صدای تیری که به بدنه ماشین خورد جیمین با وجود ی دردش اخماشو توی هم کشید و تفنگ دستشو آماده ی شلیک کرد و با یه تیکه از پارچههای لباس پاره شده ی جکسون اسلحه رو به دستش بست تا از افتادنش از دستای لرزونش جلوگیری کنه
با اشاره ای به جکسون لگدی به در ماشین زد در کنده شد و با شتاب نزدیک بود به ماشینی که سپر به سپرشون میومد رفت که ماشین دوم توی برف کمی تعادلشو از دست داد و جیمین از فرصتش استفاده کامل کرد ؛ سمت بیرون خم شد و بلافاصله قبل اینکه فرصتی به ماشینی که پشت سرشون داشت میومد بده این تیرای جیمین بود که لاستیک ماشینو هدف گرفت و برف و تعادل نداشتن ماشین و سوراخ شدن لاستیکش باعث شد ماشین چپ کنه و بعد چندبار غلت زدن ، داغون شده روی برفا بیفته
با دیدن کامیونی که به سمتشون میومد و تقریبا تا دندون مسلح بود رسما فحشی نموند که این سه رفیق توی دلشون به سازمان و این پایگاه جهنمی ندن‌ : جکسون بیا کنترل ماشینو بگیر ، جیمین کاورم کن
جیمین : میخوای چه غلطی کنی؟
استفان : اگه نمیتونی از دور به دشمنت ضربه بزنی اونقد نزدیکش شو که شاهرگشو با چشمات ببینی و پارش کنی
جکسون ؛ لعنت بهت خیله خب دارمت برو
جکسون جاشو با استفان عوض کرد و پشت رول نشست و با وجود پای زخمیش سعی کرد حرفه ای ترین رانندگی ممکنشو به نمایش بزاره پس فاصلشو با ماشین کم کرد : خودمو بهتون میرسونم پشت سرتونو نگاه نکنید و برید
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷⁸و با نزدیک شدن...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷⁹اینبار امیلی ل...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷⁶جیمین : پیک هم...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷⁵جکسون : توی زب...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁶¹سرش ماشین غول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط